الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٣٩ - (٥١) پيدا كردن سبب جنبش گرد كه وى شايد كه پيوسته بود مر جسم بسيط اوّل را نه بسوى هست شدن جسمهاى پست كه زير وىاند
همه جنبشها را پيوند وى دهد و پيوسته وى دارد و وى نگسلد [١]، و آن جنبش جسم [٢] نخستين بود، و اگر جنبشى پيوسته نبود كه سببى را بسببى پيونداند شايد كه گسستگى افتد، و آن چيز كه ايشان را سببهاى گذشته بايند [٣]، نبود.
(٥١) پيدا كردن [٤] سبب جنبش گرد [١] كه وى شايد كه پيوسته بود مر جسم بسيط اوّل را نه بسوى هست شدن جسمهاى پست [٥] كه زير وىاند
پيدا شده است كه سبب اين جنبش خواست است نه طبع، و هر خواستى يا عقلى بود يا جسمانى حسّى، و جسمانى حسّى دو گونه بود: يا خواستى [٦] بود مر حاصل كردن موافق جسمانى را، و آن قوّت كه اين خواست و را بود شهوتش خوانند، يا خواستى [٧] بود [٨] مر دور كردن و غلبه كردن [٩] ناموافق جسمانى را، و اين قوّت كه اين خواست و را بود غضبش [١٠] خوانند، و هر جسمى [١١] كه از تباهى نترسد و و را بافزايش يا بجمله ياريى از بيرون حاجت نبود، ورا غضب و شهوت نبود. پس جنبش گرد كه مر جسم
[١] حركة مستديرة. رك: نجاة ص ٣٩١.
[١] مج، مك ١: بگسلد؛ مك ٢: و پيوسته وى از وى گسلد.
[٢] مج، مك ١:- جسم.
[٣] مك ٢: سببها گونه بايند.
[٤] مك ١:+ آنكه.
[٥] مك ١، مك ٢: هست.
[٦] س، چه: خواستنى.
[٧] س، چه: خواستنى.
[٨] طم:- بود.
[٩] طم:- كردن.
[١٠] مك ١: و غضبيش؛ مل: غضبيش.
[١١] مك ٢، طم، مل:+ را.