الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٣٦ - (٤٩) پيدا كردن آنكه هر چه نو شود يا متغيّر شود و را سببها بايند بىنهايت و پيدا كردن چگونگى حال شايد بود آن سببها
كه كون و فساد نپذيرد، نشايد [١] كه مشترك بود، و اندر وى قوّت پذيرفتن صورتى ديگر بود و الّا واجب نبود [٢] از طبع وى اين صورت، و نشايد [٣] كه او را صورتى [٤] ديگر بودى، و اين صورت و را باتّفاق [٥] افتاده بود مر سببى را كه بوى باز خورده بود كه شايستى كه باز نخوردى، كه اگر نشايد از طبع اين مادّت [٦] كه جز اين سبب بوى [٧] باز خورد، طبع [٨] اين مادّت [٩] مخالف طبع [١٠] مادّت [١١] مشترك بود، و اگر شايد از طبع وى آنچه شايد موجود نهى محال نبود. پس محال نبودى اگر اين مادّت [١٢] را اين صورت نبودى و صورتى [١٣] ديگر بودى و اين سبب نبودى. پس اگر گوييم كه وقتى بود يا بود كه اين مادّت [١٤] را اين صورت نبود يا نبود [١٥] محال نبود، پس اين جسم بطبع خويش پذيرا بود مر كون و فساد را، و اين محال است.
(٤٩) پيدا كردن آنكه هر چه نو شود يا متغيّر شود و را سببها بايند بىنهايت و پيدا كردن چگونگى حال شايد بود [١٦] آن سببها [١٧]
امّا آنكه هر چه نو شود يا متغيّر [١٨] ورا سببى بايد، چيزيست معلوم شده، امّا آنكه آن [١٩] سببها [٢٠] بىنهايت بوند [٢١] و اندر گذشته، از اين دانشنامه علائى. علم برين ١٧.
[١] طم، س، چه: شايد.
[٣] طم، س، چه: شايد.
[٢] مك ٢، طم: نه واجب بود.
[٤] طم: صورت.
[٥] طم: اتفاق.
[٦] طم: ماده.
[١١] طم: ماده.
[١٤] طم: ماده.
[٧] طم: بودى؛ مك ٢:- باز خورده بود ... بوى.
[٩] طم: بودى؛ مك ٢:- باز خورده بود ... بوى.
[٨] طم:- طبع.
[١٠] طم:- طبع.
[١٢] چخ: ماده.
[١٣] مك ٢، طم:
صورت.
[١٥] مج: ببود.
[١٦] مل: بودن.
[١٧] طم: بآن سببها؛ در مك ٢ اين عنوان نيست و مصحح در حاشيه افزوده.
[١٨] مل:+ شود.
[١٩] مك ٢:- آن.
[٢٠] طم: آنكه سببهاى.
[٢١] مل: بود.