توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - پارهاى از ملحقات به حسن تعليل
محبوبى را دفن كردهاند فلذا آرام نبوده و پيوسته اشگهايشان را بر آن مىبارند كلمه [غر] جمع اغر بوده و مقصود از آن ابرهائى استكه باران زياد از آنها مىبارد و ضمير در [تحتها] به [الرّبا] كه بمعناى قلّههاى مرتفع از زمين است راجع مىباشد و اصل [ترقا] ترقاء با همزه بوده و سپس از باب تخفيف همزه را حذف كرده [ترقا] شد يعنى آرام ندارد.
شاهد در اينستكه شاعر بر سبيل شكّ و ترديد علّت نزول باران از ابرها را اين معرّفى نموده كه اين ابرها دوستى را زير اين قلّهها دفن كردهاند لاجرم پيوسته بر آن مىگويند.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: اذ لا يحسنه الناس: ضمير منصوبى در [لا يحسنه] به اسائة الواشى راجع است.
قوله: بان حذاره منه: ضمير در [حذاره] به شاعر و در [منه] به واشى برمىگردد.
قوله: خوفا منه: ضمير در [منه] به واشى راجع است.
قوله: شدّ النطاق: يعنى محكم بست كمربند را.
قوله: كذا فى الايضاح: يعنى كذا قال المصنّف فى الايضاح.
قوله: و فيه بحث: يعنى و فى ما قاله المصنّف فى الايضاح بحث و اشكال.
قوله: و هذه الصّفة: مشاراليه [هذه] رؤية عقد النطاق مىباشد.