توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٢ - مراتب سجع از نظر حسن و عدم آن
وارد شده:
خذوه، فغلّوه ثمّ الجحيم صلّوه ( بگيريد او را و در غل و زنجير بكشيد سپس به دوزخ او را بيفكنيد).
كلمه [صلّوه] از [تصليه] بوده بمعناى افكندن.
سپس گويد:
و هيچ حسنى ندارد كه قرينهاى را بعد از قرينه ديگر آورده درحاليكه از آن بمراتب كوتاهتر ميباشد زيرا غايت سجع تنها به طولانى شدن فقره و قرينه كامل مىگردد لذا وقتى قرينه دوّم خيلى كوتاهتر از اوّلى باشد شنونده حالتش همچون كسى ميشود كه وقتى آنرا شنيد از فرط قصر و كوتاهى منتظر ميشود كه به انتهاء غايت برسد ولى پيش از آنكه انتظارش برآورده شود جمله ختم گردد.
شارح گويد:
اينكه مصنّف گفت: اگر قرينه قبلى كثيرا كوتاهتر از قرينه بعدى باشد سجع هيچ حسنى ندارد با قيد [كثيرا] احتراز جست از مثل فرموده حقتعالى:
الم تر كيف فعل ربّك باصحاب الفيل، الم يجعل كيدهم فى تضليل ( آيا نديدى كه خداى تو با اصحاب فيل چه كرد، آيا كيد و تدبيرى كه ايشان براى خرابى كعبه انديشيدند تباه نكرد).
در اين آيه شريفه قرينه اوّل نه كلمه و قرينه دوّم هفت كلمه ميباشد و پرواضح است كه اينمقدار از تفاوت موجب عدم حسن نيست بلكه مازاد بر سهتا سبب قبح مىگردد.