توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥ - كلام قيل و انتقاد شارح بآن
و بهرصورت در بيت رؤيت بسته شدن كمربند بميان صفتى است ثابت كه قصد آنستكه خدمت بممدوح را علّت آن قرار دهيم، بنابراين بيت از قسم اوّل ميشود يعنى از قبيل صفتى كه ثابت بوده و قصد آوردن علّت براى آن ميباشد.
كلام قيل و انتقاد شارح بآن
برخى در دفاع از مصنّف گفتهاند:
غرض مصنّف اينستكه انتطاق (بميان بستن كمربند) صفتى است كه براى ستاره جوزاء ممتنع الثبوت است و در عين حال شاعر آن را اثبات كرده و علّتش را اين قرار داده كه نيّت اين ستاره خدمت بممدوح ميباشد و بدين ترتيب بيت از قبيل قسم دوّم است نه اوّل.
شارح در جواب آن مىگويد:
اين گفتار دو اشكال دارد:
الف: اوّلا با گفته مصنّف در كتاب ايضاح مخالف است.
ب: با صرفنظر از اشكال مذكور اصلا كلامى است غير قابل اعتناء زيرا انتطاق ستاره جوزاء يعنى حالتى كه بآن شباهت دارد صفتى است ثابت بلكه محسوس پس چگونه بگوئيم اين صفت ثابت نبوده و شاعر قصد اثباتش را دارد پس از قبيل قسم دوّم نيست و حق با معترض مىباشد.
كلام شارح
سپس شارح مىگويد: