تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - تفسير اينهمه درس عبرت و اينهمه بيخبرى!
كَثِيراً) [١] قوم عاد همان قوم هود پيامبر بزرگ خدا هستند، كه از سرزمين احقاف (يا يمن) مبعوث شد، و قوم ثمود، قوم پيامبر خدا صالح هستند كه از سرزمين وادى القرى (ميان مدينه و شام) مبعوث گرديد، و اما درباره" اصحاب رس"، در پايان اين سخن بحث خواهيم كرد.
" قرون" جمع" قرن" در اصل به معنى جمعيتى است كه در يك زمان با هم زندگى مىكنند، سپس به يك زمان طولانى (چهل سال يا يكصد سال نيز اطلاق شده است).
به ايرادهاى آنها پاسخ گفتيم، همچون پاسخ ايرادهايى كه به تو مىكنند، احكام الهى را براى آنها روشن ساختيم و حقايق دين را تبيين نموديم.
اخطار كرديم، انذار نموديم، و سرنوشت و داستانهاى گذشتگان را براى آنها بازگو كرديم.
اما هنگامى كه هيچيك از اينها سودى نداد" هر يك از آنها را در هم شكستيم و هلاك كرديم" (وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً) [٢]
[١] كلمه عادا و ثمود، عطف بر ضمير" هم" در جمله دمرناهم است، بعضى نيز احتمال دادهاند كه عطف به" هم" در" جعلناهم" و يا عطف بر محل" الظالمين" بوده باشد، اما احتمال اول مناسبتر است.
[٢]" تتبير" از ماده" تبر" (بر وزن ضرر و بر وزن صبر) به معنى هلاك شدن و در هم شكستن است.