تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٥
شهر مقدسى كه حرم امن خداست و شريفترين نقطه روى زمين، و قديمىترين معبد توحيد است.
آرى من مامورم" پروردگارى را عبادت كنم كه اين شهر را حرمت نهاده" (الَّذِي حَرَّمَها).
ويژگيهايى براى آن قرار داده، و احترامات و احكام خاص، و ممنوعيتهايى كه براى شهرهاى ديگر در جهان نيست.
اما تصور نكنيد كه فقط اين سرزمين ملك خدا است بلكه" همه چيز در عالم هستى به او تعلق دارد" (وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ).
و دومين دستور كه به من داده شده اين است:" من مامورم كه از مسلمين باشم" تسليم مطلق در برابر فرمان پروردگار و نه غير او (وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ).
و به اين ترتيب دو ماموريت اصلى خود را كه" پرستش خداوند يگانه" و" تسليم مطلق در برابر فرمان" او است بيان مىدارد.
از فروغ آن شعله گيرم، و از چشمه آب حياتش جرعهها بنوشم، و در همه برنامهها بر راهنمايى آن تكيه كنم، آرى اين وسيله من است براى رسيدن به آن دو هدف مقدس، و مبارزه با هر گونه شرك و انحراف و گمراهى.
و به دنبال آن اضافه مىكند: تصور نكنيد ايمان آوردن شما سودى به حال من و يا از آن بالاتر سودى براى خداوند بزرگ دارد، نه" هر كس هدايت شود براى خود هدايت شده" (فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ).
و تمام منافع هدايت چه در اين جهان و چه در جهان ديگر عائد خود او