تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٩ - تفسير
كه از هر قوم و جمعيتى خداوند گروهى را محشور مىكند و آنها را براى مجازات و كيفر اعمالشان آماده مىسازد.
بسيارى از بزرگان اين آيه را اشاره به مساله رجعت و بازگشت گروهى از بدكاران و نيكوكاران به همين دنيا در آستانه رستاخيز مىدانند، چرا كه اگر اشاره به خود رستاخيز و قيامت باشد، تعبير به" مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً" (از هر جمعيتى، گروهى) صحيح نيست، زيرا در قيامت، همه محشور مىشوند، چنان كه قرآن در آيه ٤٧ سوره كهف مىگويد: وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً:" ما آنها را محشور مىكنيم و احدى را ترك نخواهم گفت".
شاهد ديگر اين است كه قبل از اين آيه سخن از نشانههاى رستاخيز در پايان اين جهان بود، در آيات آينده نيز به همين موضوع اشاره مىشود، بنا بر اين بعيد به نظر مىرسد كه آيات قبل و بعد از حوادث پيش از رستاخيز سخن گويد، اما آيه وسط از خود رستاخيز، هماهنگى آيات ايجاب مىكند كه همه درباره حوادث قبل از قيامت باشد.
در اين زمينه روايات فراوانى نيز داريم كه در بحث نكات ضمن تفسير معنى" رجعت" به آن اشاره خواهد شد.
ولى مفسران اهل سنت معمولا آيه را ناظر به قيامت مىدانند، و ذكر كلمه" فوج" را اشاره به رؤساء و سردمداران هر گروه و جمعيت مىشمرند و در مورد ناهماهنگى آيات كه از اين تفسير برمىخيزد گفتهاند آيات در حكم تاخير و تقديم است و گويى آيه ٨٣ بعد از ٨٥ قرار گرفته باشد! ولى مىدانيم هم تفسير" فوج" به معنى مزبور خلاف ظاهر است، و هم تفسير ناهماهنگى آيات به تقديم و تاخير.