تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - تفسير اگر دعاى شما نبود ارزشى نداشتيد!
بنا بر اين مفهوم آيه چنين مىشود: آنچه به شما وزن و ارزش و قيمت در پيشگاه خدا مىدهد همان ايمان و توجه به پروردگار و بندگى او است.
سپس مىافزايد:" شما تكذيب آيات پروردگار و پيامبران خدا كرديد، و اين تكذيب دامان شما را خواهد گرفت، و از شما جدا نخواهد شد" (فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً).
ممكن است چنين تصور شود كه ميان آغاز و پايان آيه تضادى وجود دارد و يا حد اقل ارتباط و انسجام لازم ديده نمىشود، ولى با كمى دقت روشن مىشود كه منظور اصلى اين است شما در گذشته آيات خدا و پيامبران او را تكذيب كرديد اگر به سوى خدا نيائيد و راه ايمان و بندگى او را پيش نگيريد هيچ ارزش و مقامى نزد او نخواهيد داشت، و كيفرهاى تكذيبتان قطعا دامانتان را خواهد گرفت [١] از جمله شواهد روشنى كه اين تفسير را تاييد مىكند حديثى است كه امام
[١] آيه فوق از آياتى است كه ميان مفسران بسيار مورد گفتگو است، و آنچه در تفسير آن گفتيم روشنترين تفسير به نظر مىرسد، ولى جمعى از مفسران معروف تفسير ديگرى براى آن ذكر كردهاند كه خلاصهاش چنين است:
خداوند به شما اعتنايى ندارد چرا كه تكذيب آيات او كرديد، مگر اينكه شما را دعوت به سوى ايمان مىكند (طبق اين تفسير" دعائكم" از قبيل اضافه مصدر به مفعول است، و فاعل آن ضميرى است كه به" ربى" برمىگردد، اما طبق تفسيرى كه ما انتخاب كرديم دعائكم از قبيل اضافه مصدر به فاعل است و ظاهر اضافه مصدر به ضمير اين است كه اضافه به فاعل باشد مگر قرينهاى بر خلاف پيدا شود) در اينجا تفسير سومى نيز براى آيه گفته شده است و آن اينكه هدف بيان اين منظور است كه شما نوع بشر كه غالبا راه تكذيب را پيش گرفتهايد نزد خدا ارج و وزنى نداريد مگر به خاطر آن اقليتى همچون" عباد الرحمن" كه به سوى خدا مىآيند و با اخلاص او را مىخوانند (اين تفسير گرچه از نظر معنى و محتوى صحيح است ولى با ظاهر آيه چندان سازگار نيست چرا كه ضمير در دعاؤكم و كذبتم ظاهرا به يك گروه بازمىگردد نه دو گروه) (دقت كنيد).