تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - نكته اندازهگيرى دقيق موجودات
موازنه طبيعت مانع آن شده است كه حيوانات هر قدر هم بزرگ يا درنده و سبع باشند بتوانند بر دنيا تسلط يابند، فقط انسان اين موازنه طبيعت را بهم مىزند، و نباتات و حيوانات را از محلى به محل ديگر منتقل مىنمايد، و اتفاقا به فوريت هم جريمه اين شوخ چشمى خود را مىپردازد، زيرا آفات نباتى و امراض حيوانى خسارت جبران ناپذير به او مىزند! داستان ذيل مثل بسيار خوبى است كه نشان مىدهد انسان براى ادامه حيات خود چگونه بايد رعايت اين كنترل و موازنه را بنمايد:
چندين سال قبل در استراليا نوعى از بوته معروف به" كاكتوس" را كنار نردههاى مزارع ميكاشتند و چون حشره دشمن اين نبات در آن موقع در استراليا وجود نداشت بوته كاكتوس شروع به ازدياد و توسعه عجيب نمود، ديرى نگذشت كه مساحتى به اندازه سطح جزيره انگلستان را فرا گرفت، و مردم را از قرا و قصبات بيرون كرد، و زراعت آنها را منهدم نمود، و امر كشاورزى را مختل و غير ممكن ساخت.
ساكنين محل آنچه وسيله در دسترس خود داشتند بكار بردند و نتيجه نگرفتند، استراليا در خطر آن قرار گرفت كه قشون بى صدا و لجوج گياه كاكتوس آن را بالمره در حيطه تصرف خود درآورده! علما و متخصصين در صدد چاره جويى اين خطر برآمدند و به اين منظور دور عالم را تجسس كردند تا عاقبت حشرهاى را يافتند كه منحصرا با ساق و برگ و ته كاكتوس تغذيه مىكند و جز آن غذاى ديگر نمىخورد، و به سهولت هم زاد و ولد مىكند و در استراليا دشمنى ندارد.
در اين مورد حيوان بر نبات غلبه كرد و امروز خطر هجوم كاكتوس به كلى بر طرف شده است، و با معدوم شدن كاكتوس حشرات مزبور هم از ميان رفتند و فقط عده قليلى باقى ماند كه پيوسته مقدار نمو و توسعه كاكتوس را كنترل كنند! آفرينش اين كنترل و تعادل را در طبيعت بر قرار كرده و بسيار هم مفيد واقع