تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٨ - ٢-" رجعت" در كتاب و سنت
داستان اصحاب كهف كه آن نيز چيزى شبيه به رجعت بود، و داستان مرغهاى چهارگانه ابراهيم ع كه بعد از ذبح بار ديگر به زندگى بازگشتند تا امكان معاد را در مورد انسانها براى او مجسم سازند كه در مساله رجعت نيز قابل توجه است.
به هر حال چگونه ممكن است كسى قرآن را به عنوان يك كتاب آسمانى بپذيرد و با اينهمه آيات روشن باز امكان رجعت را انكار كند؟ اساسا مگر رجعت چيزى جز بازگشت به حيات بعد از مرگ است؟
مگر رجعت نمونه كوچكى از رستاخيز در اين جهان كوچك محسوب نمىشود؟
كسى كه رستاخيز را در آن مقياس وسيعش مىپذيرد، چگونه مىتواند خط سرخ بر مساله رجعت بكشد؟ و يا آن را بباد مسخره گيرد؟ و يا همچون احمد امين مصرى در كتاب فجر الاسلام بگويد: اليهودية ظهرت بالتشيع بالقول بالرجعة!:
" آئين يهود ديگرى در مذهب شيعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور كرده است"! [١] راستى چه فرقى ميان اين گفتار احمد امين، و تعجب و انكار اعراب جاهليت در مقابل معاد جسمانى است؟! ٣- آنچه تا به اينجا گفتيم امكان رجعت را ثابت مىكرد آنچه وقوع آن را تاييد مىكند روايات زيادى است كه از جمعى از ثقات از ائمه اهل بيت ع نقل شده است، و از آنجا كه بحث ما گنجايش نقل آنها را ندارد كافى است آمارى را كه مرحوم علامه مجلسى از آن جمع آورى كرده است بازگو كنيم او مىگويد:
چگونه ممكن است كسى به صدق گفتار ائمه اهل بيت ع ايمان داشته باشد و احاديث متواتر رجعت را نپذيرد؟ احاديث صريحى كه شماره آن به حدود
[١]" عقائد الاماميه" از شيخ محمد رضا المظفر صفحه ٧١.