تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢ - نكته " تطير" و" تفال"
مىخوانيم وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ:" هر گاه ناراحتى به فرعونيان مىرسيد آن را از شوم بودن موسى و همراهانش مىدانستند" (اعراف- ١٣١).
در آيات مورد بحث نيز همين عكس العمل را مشركان قوم ثمود در برابر صالح نشان دادند.
و در سوره يس مىخوانيم كه در برابر رسولان مسيح (به انطاكيه) نيز مشركان آنها را متهم به شوم بودن كردند (يس- ١٨).
اصولا انسان نمىتواند در برابر علل حوادث بى تفاوت بماند، سرانجام بايد براى هر حادثهاى علتى بجويد، اگر موحد باشد و خداپرست و علل حوادث را به ذات پاك او كه طبق حكمتش همه چيز را روى حساب انجام مىدهد بازگرداند و از نظر سلسله علل و معلول طبيعى نيز تكيه بر علم كند مشكل او حل شده است و گرنه يك سلسله علل خرافى و موهوم و بى اساس براى آنها مىتراشد، موهوماتى كه حد و مرزى براى آنها نيست و يكى از روشنترين آنها همين فال بد زدن است.
فى المثل عرب جاهلى حركت پرندهاى را كه از طرف راست به چپ مىرفت به فال نيك مىگرفت، و دليل بر پيروزى، و اگر از طرف چپ به راست حركت مىكرد به فال بد مىگرفت و دليل بر شكست و ناكامى! و از اين خرافات و موهومات بسيار داشتند.
امروز نيز در جوامعى كه به خدا ايمان ندارند- هر چند از نظر علم و دانش روز پيروزيهاى فراوانى كسب كردهاند- اين قبيل خرافات و موهومات فراوان است تا آنجا كه گاهى افتادن يك نمكپاش بر زمين آنها را سخت ناراحت مىكند، و منزل و اطاق يا صندلى كه شماره آن سيزده باشد سخت در وحشتشان فرو مىبرد، و هنوز هم بازار رمالان و فالگيران در ميان آنها گرم و داغ است، و مساله موهوم بخت و طالع در ميان آنها مشترى فراوان دارد.
ولى قرآن با يك جمله كوتاه مىگويد:" طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ": بخت و طالع