تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١ - تفسير داستان هدهد و ملكه سبا
بدون شك منظور از پرنده در اينجا همان هدهد است، چنان كه در ادامه سخن، قرآن مىافزايد، سليمان" گفت: چه شده است كه هدهد را نمىبينم" (فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ).
" يا اينكه او از غائبان است" (أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ).
در اينكه سليمان از كجا متوجه شد كه هدهد در جمع او حاضر نيست؟
بعضى گفتهاند به خاطر اين بود كه به هنگام حركت كردن او، پرندگان بر سرش سايه مىافكندند، و او از وجود روزنهاى در اين سايبان گسترده از غيبت هدهد آگاه شد.
و بعضى ديگر ماموريتى براى هدهد در تشكيلات او قائل شدهاند، و او را مامور يافتن مناطق آب مىدانند، و به هنگام نياز به جستجوگرى براى آب او را غائب ديد.
به هر حال اين تعبير كه ابتدا گفت:" من او را نمىبينم" سپس افزود" يا اينكه او از غائبان است" ممكن است اشاره به اين باشد كه آيا او بدون عذر موجهى حضور ندارد و يا با عذر موجهى غيبت كرده است؟
در هر صورت يك حكومت سازمان يافته و منظم و پر توان، چارهاى ندارد جز اينكه تمام فعل و انفعالاتى را كه در محيط كشور و قلمرو او واقع مىشود زير نظر بگيرد، و حتى بود و نبود يك پرنده، يك مامور عادى را از نظر دور ندارد، و اين يك درس بزرگ است.