تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - تفسير داستان هدهد و ملكه سبا
ترجمه:
٢٠- (سليمان) در جستجوى پرنده (هدهد) برآمد و گفت چرا هدهد را نمىبينم يا اينكه او از غايبان است.
٢١- من او را قطعا كيفر شديدى خواهم داد و يا او را ذبح مىكنم و يا دليل روشنى (براى غيبتش) براى من بياورد.
٢٢- چندان طول نكشيد (كه هدهد آمد و) گفت من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين سبا يك خبر قطعى براى تو آوردهام.
٢٣- من زنى را ديدم كه بر آنها حكومت مىكند و همه چيز در اختيار داشت (مخصوصا) تخت عظيمى دارد.
٢٤- (اما) من او و قومش را ديدم كه براى غير خدا- خورشيد- سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان زينت داده آنها را از راه بازداشته و آنها هدايت نخواهند شد.
٢٥- چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه آنچه در آسمانها و زمين پنهان است خارج مىكند؟
و آنچه را مخفى مىكنيد و آشكار نمىسازيد، ميداند؟
٢٦- خداوندى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار و صاحب عرش عظيم است.
تفسير: داستان هدهد و ملكه سبا
در اين قسمت از آيات به فراز ديگرى از زندگى شگفتانگيز سليمان اشاره كرده، و ماجراى هدهد و ملكه سبا را بازگو مىكند.
نخست مىگويد:" سليمان هدهد را نديد، و در جستجوى او برآمد" (وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ).
اين تعبير به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه او به دقت مراقب وضع كشور و اوضاع حكومت خود بود و حتى غيبت يك مرغ از چشم او پنهان نمىماند!.