تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧ - ٤- روايت" نحن معاشر الانبياء لا نورث"
روايت پيامبر ص ننمود؟
بررسى دقيق روايت فوق نشان مىدهد كه مساله نهى پيامبر ص مطرح نبوده، مهم در اينجا مسائل سياسى روز بوده است، و همينها است كه انسان را به ياد گفتار ابن ابى الحديد دانشمند معتزلى مىاندازد، مىگويد: از استادم" على بن فارقى" پرسيدم: آيا فاطمه ع در ادعاى خود راست مىگفت؟ پاسخ داد آرى گفتم پس چرا ابو بكر فدك را به او نداد، با اينكه وى را صادق و راستگو مىشمرد؟! استادم تبسم پر معنايى كرد و سخن لطيف زيبايى گفت، با اينكه او عادت به مزاح شوخى نداشت گفت: لو اعطاها اليوم فدك بمجرد دعواها لجائت اليه غدا و ادعت لزوجها الخلافة! و زحزحته عن مقامه و لم يمكنه الاعتذار و الموافقة بشىء:
" اگر امروز فدك را به ادعاى فاطمه ع به او مىداد، فردا مىآمد و خلافت را براى همسرش ادعا مىكرد! و ابو بكر را از مقامش متزلزل مىساخت و او نه عذرى براى بازگو كردن داشت و نه امكان موافقت"! [١] ٣- روايت معروفى از پيامبر ص در بسيارى از كتب اهل سنت و شيعه آمده است كه
العلماء ورثة الانبياء:
" دانشمندان وارثان پيامبرانند" [٢] و نيز از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه:
ان الانبياء لم يورثوا دينارا و لا درهما:
" پيامبران درهم و دينارى از خود بيادگار نگذاردند" [٣] از مجموع اين دو حديث چنين به نظر مىرسد كه هدف اصلى اين بوده كه روشن سازند افتخار انبياء و سرمايه آنها علم و دانش بوده است، و مهمترين چيزى كه از خود به يادگار گذاشتند، برنامه هدايت بود، و كسانى كه سهم بيشترى از
[١] شرح نهج البلاغه" ابن ابى الحديد" جلد ١٦ صفحه ٢٨٤.
[٢]" صحيح ترمذى" باب العلم حديث ١٩ و سنن ابن ماجه مقدمه حديث ١٧.
[٣] اصول كافى جلد اول باب صفة العلم حديث ٢.