تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - تفسير پيامبر (ص) شاعر نيست
ديگر آنكه آنها مردمى بى هدفند و خط فكرى آنها به زودى دگرگون مىشود، و تحت تاثير هيجانها به آسانى تغيير مىپذيرند.
سوم اينكه آنها سخنانى مىگويند كه به آن عمل نمىكنند، حتى در آنجا كه واقعيتى را بيان مىدارند خود مرد عمل نيستند.
اما هيچيك از اين اوصاف سهگانه بر پيامبر اسلام ص تطبيق نمىكند، او درست نقطه مقابل اين حرفها است.
شاعرانى كه هدف آنها تنها شعر نيست، بلكه در شعر، هدفهاى الهى انسانى مىجويند، شاعرانى كه غرق در اشعار نمىشوند و غافل از خدا، بلكه" خدا را بسيار ياد مىكنند" و اشعارشان مردم را به ياد خدا وا مىدارد (وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً).
" و به هنگامى كه مورد ستم قرار مىگيرند، از اين ذوق خويش، براى دفاع از خويشتن و مؤمنان به پا مىخيزند" (وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا).
و اگر به هجو و ذم گروهى با اشعارشان مىپردازند، به خاطر اين است كه از حق در برابر حمله و هجوم شعرى آنان دفاع مىكنند.
و به اين ترتيب چهار صفت براى اين شاعران با هدف بيان كرده:" ايمان"،" عمل صالح"" بسيار به ياد خدا بودن" و" در برابر ستمها بپا خواستن و از نيروى شعر براى دفع آن كمك گرفتن" است.