تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - تفسير پيامبر (ص) شاعر نيست
آنها را به اين سمت و آن سمت بكشاند، در هر وادى سرگردان مىشوند.
آنها غالبا در بند منطق و استدلال نيستند، و اشعارشان از هيجاناتشان تراوش مىكند، و اين هيجانات و جهشهاى خيالى هر زمان، آنان را به وادى ديگرى سوق مىدهد.
هنگامى كه از كسى راضى و خشنود شوند او را با مدائح خود به اوج آسمانها مىبرند، هر چند مستحق قعر زمين باشد، و از او فرشته زيبايى مىسازند هر چند شيطان لعينى باشد! و هنگامى كه از كسى برنجند چنان به هجو او مىپردازند كه گويى مىخواهند به اسفل السافلينش بكشانند، هر چند موجودى آسمانى و پاك باشد.
آيا محتواى حساب شده قرآن با زمينههاى فكرى شاعران، مخصوصا با شاعران آن محيط كه كارى جز وصف شراب و جمال معشوق و خط يار و مدح قبيلههاى مورد نظر و ذم و هجو دشمنان نداشتند، هيچ شباهتى دارد.
اما پيامبر اسلام ص سر تا پا عمل است، و حتى دشمنان او وى را به عزم راسخ و استقامت عجيبش و اهميت دادن به جنبههاى عملى مسائل مىستايند شاعر كجا و پيامبر اسلام كجا؟
از جمع بندى بيانات فوق چنين استفاده مىشود كه قرآن سه نشانه براى اين گروه از شعراء بيان كرده است:
نخست اينكه پيروان آنها گروه گمراهانند، و با الگوهاى پندارى و خيالى از واقعيتها مىگريزند.