تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - تفسير سرنوشت اين قوم خيره سر!
١٨٩- سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز" ابر سايهافكن" آنها را فرو گرفت، كه اين عذاب روز بزرگى بود.
١٩٠- در اين ماجرا آيت و نشانهاى است ولى اكثر آنها ايمان نياوردند.
١٩١- و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
تفسير: سرنوشت اين قوم خيره سر!
جمعيت ظالم و ستمگر كه خود را در برابر حرفهاى منطقى شعيب بى دليل ديدند براى اينكه به خودكامگى خود ادامه دهند، سيل تهمت و دروغ را متوجه او ساختند.
نخست همان برچسب هميشگى را كه مجرمان و جباران به پيامبران مىزدند به او زدند و گفتند:" تو فقط ديوانهاى"! (قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ) [١] تو اصلا يك حرف منطقى در سخنانت ديده نمىشود، و گمان مىكنى با اين سخنان مىتوانى ما را از آزادى عمل در اموالمان بازدارى؟!.
" ما تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه فرد دروغگويى هستى"! (وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ).
[١]" مسحر" چنان كه قبلا هم گفتهايم به معنى كسى است كه مكرر مورد" سحر" واقع شده و ساحران در عقل او نفوذ كرده و آن را از كار انداختهاند.