تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - تفسير چرا اين پيامبر گنجها و باغها ندارد؟
و پر بركت است خدايى كه اگر بخواهد براى تو بهتر از آنچه اينها مىگويند قرار مىدهد، باغهايى كه از زير درختانش نهرها جارى باشد، و نيز اگر بخواهد براى تو قصرهاى مجللى قرار مىدهد" (تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً).
مگر باغها و قصرهاى ديگران را چه كسى به آنها داده جز خدا؟ اصولا چه كسى اين همه نعمت و زيبايى را در اين عالم آفريده جز پروردگار؟ آيا براى چنين خداوند قادر و منانى ممكن نيست كه بهتر از اينها را در اختيار تو بگذارد؟! ولى او هرگز نمىخواهد مردم شخصيت تو را در مال و ثروت و قصر و باغ بدانند، و از ارزشهاى واقعى غافل شوند.
او مىخواهد زندگى تو همانند افراد عادى و مستضعفان و محرومان باشد، تا بتوانى پناهگاهى براى همه اينها و براى عموم مردم باشى.
اما چرا مىگويد باغها و قصرها بهتر از آن است كه آنان مىخواستند، زيرا" گنج" به تنهايى مشكلگشا نيست، بلكه بايد پس از زحمات زياد تبديل به باغها و قصور شود، از اين گذشته آنها مىگفتند تو باغى داشته باشى كه زندگيت را تامين كند، اما قرآن مىگويد: خدا مىتواند باغها و قصرها براى تو قرار دهد، اما هدف از بعثت و رسالت تو چيز ديگرى است.
در" خطبه قاصعه" از" نهج البلاغه" بيان رسا و گويايى در اين زمينه آمده است: آنجا كه امام ع مىفرمايد:
" موسى بن عمران با برادرش (هارون) بر فرعون وارد شدند، در حالى كه لباسهاى پشمين به تن داشتند، و در دست هر كدام عصائى بود، با او شرط كردند- كه اگر تسليم فرمان پروردگار شوى- حكومت و ملكت باقى مىماند، و عزت و قدرتت دوام مىيابد، اما او گفت:
آيا از اين دو تعجب نمىكنيد؟ كه با من شرط مىكنند بقاء ملك و دوام