تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - ٢- قرآن وسيله جهاد كبير
تكرار نشود، عهد و پيمان بستند و از هم جدا شدند.
فردا صبح يكى از مشركان به نام" اخنس بن شريق" عصاى خود را برگرفت و به سوى خانه" ابو سفيان" آمد، و به او گفت بگو ببينم: عقيده تو در باره آنچه از محمد ص شنيدى چيست؟ ابو سفيان گفت: به خدا قسم مطالبى شنيدم كه معناى آن را به خوبى درك كردم ولى مسائلى را هم شنيدم كه معنا و مراد آن را نفهميدم!.
" اخنس" از نزد ابو سفيان بيرون آمد، و به سراغ خانه" ابو جهل" رفت و به او گفت: تو درباره آنچه از محمد شنيدى چه مىگويى؟! ابو جهل گفت: چه شنيدم؟ مطلب اين است كه ما و فرزندان ابو عبد مناف در افتخارات با هم رقابت داريم، آنها گرسنگان را اطعام كردند ما هم كرديم، بى مركبان را مركب دادند، ما هم داديم، بخشيدند و انفاق كردند، ما هم كرديم، و دوش به دوش هم جلو مىآمديم، اما آنها ادعا كردند كه از ما پيامبرى برخاسته كه وحى آسمانى به او مىرسد، ما چگونه مىتوانيم در اين امر با آنها رقابت كنيم؟
حال كه چنين است به خدا سوگند به او ايمان نمىآوريم و هرگز او را تصديق نخواهيم كرد!" اخنس" برخاست و او را ترك گفت [١] آرى جاذبه قرآن آنها را شبهاى متوالى به سوى خود مىكشاند و تا سفيده صبح غرق اين جاذبه الهى بودند، ولى خود خواهى و تعصب و حفظ منافع مادى آن چنان بر آنها مسلط بود كه مانع از پذيرش حق مىشد.
بدون ترديد اين نور الهى، اين قدرت را دارد كه هر قلب آمادهاى را هر جا باشد به سوى خود جذب كند و به همين دليل در آيات مورد بحث، قرآن وسيله جهاد كبير معرفى شده است.
[١]" سيره ابن هشام" جلد اول صفحه ٣٣٧ و" تفسير فى ظلال" جلد ٦ صفحه ١٧٢.