علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤١
١٥١٤.امام على عليه السلام : آفرين ، آفرين بر دانشمندى كه دانست ، پس خود را نگاه داشت و از [مرگ] ناگهانى ترسيد ، پس فراهم آورد و آماده شد . اگر پرسيده شود ، به شيوايى پاسخ دهد و اگر رهايش كنند ، خاموش بماند . سخنش درست و خاموشى اش از روى ناتوانى در پاسخ نيست .
١٥١٥.امام على عليه السلام : منزلت دانشمند والاترين منزلت است .
١٥١٦.امام على عليه السلام : دانشمند ستيزه گر از نادان ياريگر بهتر است .
١٥١٧.امام على عليه السلام : دانشمند با دل و فكرش مى نگرد . نادان با چشم و ديده اش مى بيند .
١٥١٨.امام على عليه السلام : دانا نادان را مى شناسد؛ چون قبلاً نادان بوده است؛ ولى نادان دانا را نمى شناسد؛ چون قبلاً دانا نبوده است .
١٥١٩.امام على عليه السلام ـ در حكمتهاى منسوب به ايشانـ : دو نفرند كه همه چيز برايشان آسان است : دانايى كه پايان كارها را مى داند و نادانى كه موقعيت خود را نمى شناسد .
١٥٢٠.امام على عليه السلام : بى گمان خداوند مؤمن دانشمند ، فقيه ، زاهد ، فروتن ، زنده دل ، بردبار ، خوشخو ، ميانه رو ، با انصاف و با حيا را دوست دارد .
١٥٢١.امام على عليه السلام : نادان كوچك است؛ هر چند بزرگسال باشد و دانا بزرگ است؛ هر چند كم سال باشد .
١٥٢٢.امام على عليه السلام : دانا از نادان انصاف نبيند .
١٥٢٣.امام حسين عليه السلام : اگر دانشمند همه آنچه را كه مى گفت ، نيكو و درست بود ، شايد از عجب و خودپسندى ديوانه مى شد . دانشمند آن است كه درستيهايش فراوان باشد .
١٥٢٤.امام كاظم عليه السلام ـ به هشامـ : اى هشام! خداوند هر كس را با سه چيز اكرام كند ، بى گمان به او لطف كرده است : خردى كه از پس هواى نفسش برآيد و دانشى كه از پس نادانى اش برآيد و توانگرى اى كه ترس از تهيدستى اش را كفايت كند .