علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٧
بر تو القا مى كنيم» [١] ، دانش سراسر گرانسنگ است» [٢] . همچنين از قاسم بن محمد بن ابى بكر [٣] كه از نظر علم و فقاهت وى ميان مسلمانان متفق عليه بود از مطلبى مورد سؤال قرار گرفت و پاسخ داد : آن را درست [و نيك ]نمى دانم . پرسشگر گفت من به سوى تو آمده ام و غير تو ديگرى را نمى شناسم . قاسم پاسخ داد : نگاه به ريش دراز و فراوانى مردم پيرامون من مكن . به خدا سوگند كه نيك و درست (پاسخ تو را) نمى دانم . در اين هنگام شيخى از خاندان قريش كه در كنار وى نشسته بود گفت : اى برادر زاده! همواره اين گونه باش . به خدا سوگند مجلسى بزرگوارتر از مجلس امروز تو نديدم ، پس قاسم گفت : به خدا اگر زبانم را ببرند بيشتر دوست دارم تا آنكه درباره چيزى كه علم به آن ندارم سخن بگوي [٤] . همچنين از محمد بن شرفشاه استر آبادى، استاد مدرسه شهيد در ماردين ، (متوفى ٧١٥ ه) روايت شده است كه روزى زنى به خانه او داخل شد و از چيزهاى دشوارى درباره حيض سؤال كرد . وى در جواب عاجز ماند . زن گفت : دنباله دستارت تا وسط كمرت مى رسد و از جواب زنى عاجزى؟ او جواب داد : خاله جان اگر من از هر مساله اى كه از آن پرسيده مى شدم آگاه مى بودم ، دستارم به شاخ گاو [ فلكى ]مى رسيد [٥] » [٦] .
[١] مزّمّل : ٥ .[٢] أعلام الموقّعين : ٤ / ٢٧٧ ، صفة الفتوى : ٨ ، أدب المفتي والمستفتي : ١ / ١٣ و ١٤ .[٣] او يكى از هفت فقيه بزرگ مدينه بود، ر . ك : وفَفيات الأعيان : ٤ / ٥٩ .[٤] م جامع بيان العلم : ٢ / ٦٦ ، أعلام الموقّعين : ٤ / ٢٧٨ و ٢٧٩ ، صفة الفتوى : ٧ و ٨ ، أدب المفتي والمستفتي : ١ / ١١ .[٥] طبقات الشافعيّة : ٩ / ٤٠٨ / ١٣٤٧ ، روضات الجنّات : ٣ / ٩٦ .[٦] منية المريد : ٢٨٥ و ٢٨٦ .