علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٤
زرارة بن اعين مى گويد : «از ابوجعفر عليه السلام پرسيدم حق خدا بر بندگان چيست؟ فرمود : آنچه را مى دانند بگويند و در مورد آنچه نمى دانند توقف كنند [١] » . از امام صادق عليه السلام نقل شده است : «خداوند بندگان خويش را به دو آيه از كتاب خود سفارش مخصوص فرموده است : نگويند تا بدانند و آنچه را نمى دانند ، مردود نشمارند(= رد نكنند) . خداى عزوجل فرمود : «آيا در كتاب خدا از آنها پيمان نگرفته اند كه درباره خدا جز حق نگويند؟» [٢] همچنين مى فرمايد : «نه ، بلكه آنچه را از حيث دانش بر آن احاطه نيافته اند ، تكذيب كردند و هنوز تأويل آن براى ايشان نيامده است» [٣] . از ابن عباس نقل شده است : «هرگاه دانشمند «لا ادرى» را ترك گويد ، به هلاكتگاه خود درآمده [٤] است» . همچنين از ابن مسعود چنين نقل شده است : «اگر يكى از شما از آنچه نداند پرسش شود ، بايد بگويد نمى دانم؛ چرا كه [ اين پاسخ ]يك سوّم علم است [٥] » . نيز ديگرى گفته است : «نمى دانم» يك سوّم دانش است [٦] . برخى از فضلا گفته اند : دانشمند را شايسته است كه براى ياران خويش «نمى دانم» [٧] را به ميراث نهد؛ يعنى آن قدر آن را بگويد تا بر آنها آسان شود و بدان
[١] كافي : ١ / ٤٣ / ٧ ، أمالي صدوق : ٥٠٦ / ٧٠١ ، بحار الأنوار : ٢ / ١١٣ / ٢ .[٢] الأعراف : ١٦٩ .[٣] يونس : ٣٩ . و حديث در الكافي : ١ / ٤٣ / ٨ كتاب «فضل العلم» ، باب «النهي عن القول بغير علم» .[٤] اين سخن را در كتابهاى غير روايى اهل سنّت مانند (البيان والتبيين : ٢٠٧ ، و احياء علوم الدين: ١ / ٦١ و (صفة الفتوى: ٧) به ابن عباس و ابن مسعود و محمّد بن عجلان نسبت داده اند، اما در كتابهاى روايى شيعه، آن را از اميرالمؤمنين عليه السلام دانسته اند. بنگريد به نهج البلاغة: حكمت ٨٥؛ غرر الحكم: ٨٨٣٥ و بحار الأنوار: ٢ / ١٢٢ / ٤١ .[٥] تذكرة السامع : ٤٢ ، مجمع الزوائد : ١ / ٤٣٣ / ٨٤٧ .[٦] تذكرة السامع : ٤٢ .[٧] تفسير القرطبي : ١ / ٢٨٦ ، الفقيه والمتفقّه : ٢ / ١٧٣ وفيه « . . . أخبرني مالك بن أنس أنّه سمع عبداللّه بن يزيد ابن هرمز يقول : ينبغي للعالم . . . إلخ» .