چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٦٣ - برآوردن نيازهاى مؤمن
ظرفى منوش تا آن كه بدانى در آن چيست و از كسى كه مىشناسى برحذر باش و با كسى كه نمىشناسى همراه مشو.
٣١٨-- ٣٣. دانش را فرا گيريد كه فراگرفتنش نيكى است، و پىجوييش عبادت، و به گفتوگو نهادن آن تسبيح، و بحث از آن جهاد، و آموزشش صدقه، و بذل آن به اهلش، مايه نزديكى به خداست. دانش نشاندهنده و راهنماى به سوى بهشت است و مونس تنهايى و يار غربت و همراه خلوت و در خوشى و ناخوشى راهنما و زيورى براى همدلان و سلاحى عليه دشمنان است.
خداوند كسانى را با آن برمىكشد تا پيشواى نيكى قرارشان دهد و به ايشان اقتدا و از آثارشان اقتباس كنند و هر تر و خشكى، حتى ماهيان و جانوران دريا و درندگان و چهارپايان خشكى، براى آنها آمرزش مىطلبند
٣١٩-- ٣٤. طبيعت مردمان، مركّب از خواهش و ميل و حرص و ترس و خشم و لذّت است، جز آن كه در برخى از مردم، اين خصلتها با رويهاى از تقوا و حيا و عار پوشيده شده است. پس چون نفست تو را به گناه بزرگى فرا خواند، نگاهت را به آسمانبينداز، پساگر از كسىكه در آناست نمىترسى، به زمين بنگر شايد از كسى كه در آن است حيا كنى، پس اگر نه از كسى كه در آسمان است مىترسى و نه از كسى كه در زمين است حيا مىورزى، خود را از چهارپايان بشمار.
٣٢٠-- ٣٥. چه زشت است سرمستى به گاه پيروزى، و اندوه و پريشانى هنگام مصيبت و درشتى با فقير و سنگدلى با همسايه، و دشمنى با خويشاوند، و مخالفت با همراه، و بدخويى با خانواده، و دست درازى به گاه قدرت، و حرص زدن در وقت نادارى، و غيبت همنشين كردن، و سخن دروغ گفتن، و كوشيدن در كار زشت و نيرنگ از سلطان، و خلف وعده از جوانمرد.
٣٢١-- ٣٦. به حضرتش گفته شد: گرانقدرترين مردم كيست؟ فرمود: آن كه اهميتى ندهد دنيا به دست كيست.