چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٩١ - برآوردن نيازهاى مؤمن
٣٩٨-- ٢. خداوند بنده گمنام را بيامرزد، او مردم را مىشناسد ولى مردم او را نمىشناسند.
٣٩٩-- ٣. شايستهترين دانش براى تو آن است كه عملت جز بدان سامان نپذيرد و واجبترين دانش براى تو آن است كه از عمل به آن پرسيده مىشوى و لازمترين دانش براى تو آن است كه به صلاح قلبت ره بنمايد و تباهىاش را برايت روشن سازد و نيك فرجامترين دانش آن است كه بر عمل زودگذر تو بيفزايد، پس به دانشى كه ندانستنش زيانى به تو نمىرساند سرگرم مشو و از دانشى كه رهاكردنش بر نادانى تو مىافزايد غافل مباش.
٤٠٠-- ٤. آن كه كارى بيشتر از توانش را بر خود بار كند، كار را تباه كرده و اميدش را نااميد كرده است.
٤٠١-- ٥. آن كه از سر نوميدى در پى والايىها نرود، به جايى نمىرسد و آن كه در پى چيزى باشد كه سزاوارش نيست، چيزى را كه سزاوار است از دست بدهد و به آنچه اميد بسته نرسد و هر كس را نعمت سبكسر و سرمستش كند، از كف رفتنش، گران جان و زمينگيرش نمايد.
يعنى، از به دست آوردن پاداش غافل مىماند.
٤٠٢-- ٦. مغبون آن است كه عمر خود را لحظه به لحظه از دست بدهد.
٤٠٣-- ٧. نيكى در پى نيكى، زنجيرى است كه آن را جز پاسخى در خور و يا سپاسى شايسته نگشايد.
٤٠٤-- ٨. اگر اجلها هويدا مىشدند، آرزوها نقش بر آب مىگشتند.
٤٠٥-- ٩. چون گناهان دوست فراوان شود، شادمانى به او از ميان برود.
٤٠٦-- ١٠. اوج سخاوت، اداى امانت است.