دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٧
٨ / ٣٤
در عذرخواهى از نيازمند
٠.فقيرى از خانه اش خارج شد و كوچه هاى مدينه را پيمود و به در خانه حسين بن على عليه السلام رسيد . درِ خانه را كوبيد و شعر زير را سرود : ٠ كسى كه به تو اميد بسته و حلقه درِ خانه تو را به صدا درآورده ، نااميد، باز نگشته است . ٠ ٠ تو سر تا پا ، سخاوتى و معدنِ بخششى و پدرت ، كشنده فاسقان است . ٠ حسين بن على عليه السلام نماز مى خواند . نمازش را كوتاه كرد و به سوى او آمد و آثار گرفتارى و نادارى را در او ديد . به خانه باز گشت و قنبر را صدا زد . او پاسخ داد : بله ، اى پسر پيامبر خدا! [حسين عليه السلام به او] فرمود : «آيا از خَرجىِ زندگى ما ، چيزى در نزد تو مانده است ؟» . گفت : دويست درهم هست كه فرموده اى آن را ميان خانواده ات تقسيم كنم . فرمود : «همان را بياور . كسى آمده كه از خانواده ام به آن ، سزاوارتر است» . سپس ، آن را گرفت و از خانه خارج شد و در حال دادن آن به آن باديه نشين، چنين سرود : ٠ «اين را بگير و البته من از تو پوزش مى خواهم و بدان كه من نسبت به تو مهربانم . ٠ ٠ اگر ما در زندگى بهره اى داشتيم آن گاه ، بارانِ بخشش ما بر تو فرو مى ريخت . ٠ ٠ امّا روزگار ، بر ما تنگ گرفته است و دستان ما، اينك از بخشش هاى فراوان ، كوتاه است» . ٠ باديه نشين، آن را گرفت و باز گشت ، در حالى كه مى گفت : ٠ شما پاكانى امين هستيد و هر جا ياد شويد ، بر شما درود مى فرستند . ٠ ٠ شما و فقط شما ، بلندمرتبگانى هستيد كه علم قرآن ، نزد شماست و نيز آنچه سوره ها بر آن ، مشتمل است . ٠ ٠ كسى كه از تبارِ على نيست ديگر افتخارى ميان مردم ندارد . [١] ٠ ٠
[١] متن عربىِ اين قطعه تاريخى، از تاريخ دمشق (نسخه تصحيح شده توسّط على شيرى) نقل شده است؛ امّا مترجم در ترجمه آن، نسخه بَدَل هاى نقل شده از كتاب ترجمة الإمام الحسين عليه السلام من تاريخ دمشق (تحقيق و تصحيح محمدباقر محمودى) را ترجيح داد. م.