دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥
٣٩٢٥.الملهوف ـ از امام حسين عليه السلام ـ: هان ! بى نَسَبِ پسر بى نَسَب ، [١] مرا ميان دو چيز قرار داده است : شمشير و خوارى . خوارى، از ما دور است و خداوند ، آن را براى ما نمى پذيرد ، و نيز پيامبرش و مؤمنان و دامن هايى پاك و پاكيزه و جان هايى غيرتمند و خوددار كه اطاعت از ليئمان را بر مرگى كريمانه ، مقدّم نمى دارند . هان! من با اين خانواده و [با وجود] كمىِ نفرات و نبودِ ياور ، به جنگ مى روم .
٣٩٢٦.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ـ به نقل از عبد اللّه بن حسن، درباره حوادث روز عا: حسين عليه السلام از ميان يارانش بيرون شد و نزد مردم (سپاه دشمن) آمد و از آنان خواست كه ساكت شوند ؛ امّا آنان از ساكت شدن ، خوددارى ورزيدند . به آنان فرمود : « ... هان ! بى نَسَب، پسر بى نَسَب، مرا ميان دو چيز قرار داده است : مرگ و خوارى . برگزيدن خوارى، از ما بسى دور است و خداوند و پيامبرش و نيز نياكان پاك و مادران پاكْ دامن ما و جان هاى غيرتمند ، به فرمان بردارى از لئيمان، گردن نمى نهند و آن را بر مرگ كريمانه، مقدّم نمى دارند. هان! من ، جاى عذرى نگذاشتم و هشدار دادم . هان! با همين خانواده و [با وجود] كمىِ نفرات و نبودِ ياران ، به جنگ مى روم» . سپس سرود : {٠ «اگر مى خواستيم فرار كنيم ، پيش تر فرار مى كرديم و اگر هم اهل فرار باشيم ، شما نمى توانيد ما را فرارى دهيد . ٠} {٠ خوىِ ما ترس و هراس نيست، بلكه مرگ ما و نوبت دولتِ ديگران ، در رسيده است» . ٠} هان كه پس از اين واقعه ، جز به اندازه سوار شدن بر اسب ، نمى گذرد تا اين كه آسياى شما نيز بچرخد ! اين ، عهدى است كه پدرم به نقل از جدّم به من گفته است . «پس كار خود را و شريكان خود را گرد آوريد» . «و همگى با من نيرنگ كنيد. سپس ، مهلتى نخواهيد يافت كه من بر خداوند ، پروردگار من و شما ، توكّل كرده ام ؛ و هيچ جنبده اى نيست ، جز آن كه اختيارش به دست اوست . بى ترديد ، پروردگارم بر راهى راست است» » .
[١] منظور ، عبيد اللّه بن زياد است كه معاويه، بر خلاف شريعت اسلام ، پدر او (زياد) را برادر خود و فرزند ابو سفيان خواند . م.