دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
٨ / ٢٥
در وداع با دخترش سَكينه ، در حالى كه او را به سينه اش چسبانده بود
٠.{٠ اى دخترم ، سكينه! بدان كه وقتى مرگ ، مرا در بر گرفت گريه هاى تو طولانى خواهد شد . ٠} {٠ با اشك هاى حسرت بارت ، قلبم را تا زمانى كه جان در بدن دارم ، نسوزان . ٠} {٠ آن گاه كه من كشته شدم ، تو سزاوارترى كه زنان براى گفتن تسليت ، به گِردت جمع شوند ، اى بهترينِ زنان ! ٠}
٨ / ٢٦
در روز عاشورا ، در بيان فضايل خود و پَلشتى هاى دشمنانش
٠.{٠ اين قوم ، كافر شدند و پيش از اين نيز از پاداش پروردگار اِنس و جن ، روى گردان بودند . ٠} {٠ پيش از اين ، على عليه السلام و نيز فرزندش حسن عليه السلام را، كه از دو طرف (پدر و مادر) كريم بود ، به كينه كشتند . ٠} {٠ و اينك با كينه و خشم مى گويند : جمع شويد تا همگى بر حسين بتازيم . ٠} {٠ واى بر اين قوم ، از دست اين مردم پَست كه براى كشتن اهل دو حرم ، لشكر آراسته اند ! ٠} {٠ آنها براى نابودى من ، به همديگر سفارش مى كنند و براى رضاى دو مُلحد (ابن زياد و يزيد) به راه افتاده اند . ٠} {٠ در ريختن خون من، از خدا نمى ترسند براى [رضايت] عبيد اللّه كه از نسل دو كافر است . ٠} {٠ ابن سعد ، همچون دانه هاى پى در پىِ باران با لشكر قهرش مرا تيرباران كرد . ٠} {٠ نه اين كه خلافى كرده باشم بلكه تنها به خاطر افتخارم به دو ستاره فروزان . ٠} {٠ على بن ابى طالب ، بهترين فرد پس از پيامبر صلى الله عليه و آله پيامبرى كه از طرف پدر و مادر ، قُرَشى است . ٠} {٠ برگزيده خداوند از ميان مردم ، پدرم است و پس از آن، مادرم، و من ، فرزند دو برگزيده خدايم . ٠} {٠ من نقره اى هستم كه از طلا گرفته شده ام نقره اى كه فرزند دو طلاست : ٠} {٠ مادرم فاطمه زهرا ، و پدرم وارثِ پيامبران و سَرور اِنس و جن ؛ ٠} {٠ همو كه وقتى در جنگ هاى بدر و اُحُد و حُنَين پهلوانان به ميدان آمدند ، آنها را در هم كوبيد . ٠} {٠ او (پدرم) در جنگ اُحُد ، داستانى دارد با پراكندن سپاه دشمن ، اندوه دل [مسلمانان] را شفا بخشيد . ٠} {٠ سپس در جنگ احزاب و فتح مكّه، با حضور پدرم سپاه بزرگِ مشركان و يهوديان، براى هميشه مُردند . ٠} {٠ همان صاحب خيبر كه با خيبريان به جنگ برخاست با شمشيرى دو دَم و بُرَنده ؛ ٠} {٠ همو كه سپاهى را به هلاكت افكند كه در روز حُنَين ، به خونخواهى آمده بودند . ٠} {٠ ببين اين امّت زشتكار ، با عترت آن دو [بزرگ] چه كردند و به خيال خود ، به خاطر خدا كردند . ٠} {٠ عترت پيامبرِ برگزيده نيكوكار متّقى و عترت على ، دلاورِ روزهاى جنگ . ٠} {٠ چه كسى عمويى مانند عمويم جعفر دارد كه خداوند ، دو بال [در بهشت] به او بخشيده است ؟ ٠} {٠ چه كسى ميان مردم ، جَدّى همانند جدّ من دارد و پدرى مانند پدر من ؟ من ، فرزند دو نامدارم . ٠} {٠ پدرم ، خورشيد و مادرم ، ماه است و من ، ستاره و فرزندِ آن خورشيد و ماهم . ٠} {٠ جدّم، فرستاده خدا و چراغ هدايت است و پدرم، كسى است كه در دو جا برايش بيعت گرفته شده است . ٠} {٠ او پهلوان ، دلاور ، شير سِتَبر بيشه قوى پنجه ، بزرگوار و بخشنده است . ٠} {٠ آرى! اين على ، دستگيره دين و صاحب حوض [كوثر] و نمازگزارنده به سوى دو قبله است ٠} {٠ كه هفت سال كامل با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز خوانده است در حالى كه روى زمين ، هيچ نمازگزارى جز آن دو نبود . ٠} {٠ بت ها را رها كرد و از هنگام ولادت چشم بر هم زدنى ، همراه قريش ، بت ها را سجده نكرد . ٠} {٠ از نوجوانى ، فقط خدا را عبادت كرد در حالى كه قريش ، دو بت را پرستش مى كردند . ٠} {٠ آنها لات و عُزّا را پرستش مى كردند در حالى كه على ، به سوى دو قبله (بيت المقدّس و كعبه) نماز مى گزارد . ٠}