دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣
٣ / ١١
نيكى به اندازه معرفت
٣٩٥٧.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : مردى باديه نشين نزد حسين بن على عليه السلام آمد و به ايشان گفت : اى فرزند پيامبر خدا! من ، ديه اى كامل را ضامنم و از اداى آن، عاجز . با خود گفتم : از كريم ترينِ مردمان، درخواست مى كنم و كريم تر از خاندان پيامبر خدا نديدم . حسين عليه السلام فرمود : «اى برادر عرب ! از تو سه مسئله مى پرسم . اگر يكى را پاسخ دادى ، يكْ سومِ مال (بدهى ات) را به تو مى دهم و اگر دو تا را پاسخ دادى ، دو سومِ آن را و اگر هر سه را پاسخ دادى ، همه مال [مورد درخواستت] را به تو مى دهم» . باديه نشين گفت : اى فرزند پيامبر خدا ! آيا مانند تو از مانند من مى پرسد ، در حالى كه تو از اهل علم و شرفى ؟! حسين عليه السلام فرمود : «آرى . من از جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد : نيكى به اندازه معرفت است . باديه نشين گفت : هر چه مى خواهى بپرس . اگر پاسخ دادم كه خوب ؛ وگر نه ، پاسخ را از تو ياد مى گيرم؛ و نيرويى جز از جانب خدا نيست . حسين عليه السلام فرمود : «برترين عمل چيست ؟» . گفت : ايمان به خدا . فرمود : «راه نجات از هلاكت چيست ؟» . گفت : اعتماد به خدا . فرمود : «زيورِ مرد چيست ؟» . گفت : علم همراه با بردبارى . فرمود : «اگر نتوانست ؟» . گفت : دارايىِ همراه با جوانْ مردى . فرمود : «اگر آن را هم نتوانست ؟» . گفت : فقر همراه با شكيبايى . فرمود : «اگر آن را نيز نداشت ؟» . گفت : صاعقه اى از آسمان، فرود آيد و او را بسوزانَد . حسين عليه السلام خنديد و كيسه اى حاوى هزار دينار برايش انداخت و انگشترش را هم به او بخشيد كه نگينش دويست درهم مى ارزيد . سپس به باديه نشين فرمود : «دينارهاى طلا را به طلبكارانت بده و انگشتر را به مصرف خود برسان» . باديه نشين، آن را از ايشان گرفت و رفت و چنين گفت : «خدا ، داناتر است كه رسالتش را در كجا قرار دهد» .