رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٥ - مِیان عبدالله بن زبِیر و مادرش کدام سرآمد بود!
ِیزِید گفت: ببِینِید که علامت بلوغ در او ظاهر است ِیا نه؟ اگر اثر بلوغ نماِیان شد، او را نِیز بکشِید! او فوراً جواب داد: «من به وضع خود از دِیگران آشناترم که چندِین مرتبه براِیم احتلام رخ داده و نِیز با زن همبستر شدهام. اِینک خِیرِی در زندگِی پس از کشتن مردان قبِیل? ما نِیست، مرا نِیز بکشِید!
ِیزِید دستور داد او را نِیز کشتند.[١]
مِیان عبدالله بن زبِیر و مادرش کدام سرآمد بود!
از کسانِی که مرگ را بر زندگِی توأم با ذلت اختِیار کرد، عبدالله بن زبِیر بود وقتِی که با حجّاج بن ِیوسف ثقفِی نبرد را آغاز کرد و سرانجام در مکه معظمه به محاصره افتاد و اکثر ِیاران او از وِی روِیگردان شده و بِیعت را شکستند و جمع کثِیرِی از آنان حتِّی دو فرزند او «حمزه و خُبَِیث» از حجّاج امان خواسته و به او ملحق شدند.
در اِین هنگام ابن زبِیر نزد مادر خود أسماء دختر ابوبکر که بسِیار سالخورده شده و از هر دو چشم نابِینا گشته بود آمد و گفت مادر! مردم مرا تنها گذاشته و از ِیارِی ام دست برداشتند حتِی پسران و نزدِیکانم مرا رها کرده و به دشمن ملحق شدهاند و با من نمانده جز افراد چندِی که با کمک آنان بِیش از ِیک ساعت نتوان با دشمن نبرد کرد و از سوِی دِیگر دشمن سفارش داده اگر امان بِیاورِی و
[١] ر.ک: شرح نهج البلاغه لابن ابِی الحدِید، ج ٣، ص ١٥٢.