رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٧ - رفِیق نااهل و تأثِیر سوء آن
شمايل دشمنان من در نياوريد؛ كه در اين صورت، شما نيز همچون آنها، دشمن من خواهيد بود.
رفِیق نااهل و تأثِیر سوء آن
داود بن قاسم جعفرِی مِیگوِید: به خدمت موسِی بن جعفر علِیه السلام شرفِیاب شدم، با ناراحتِی به سوِی من توجّه کرد و فرمود: چرا با عبدالرحمن بن ِیعقوب نشست و برخواست مِیکنِی؟!
عرض کردم : ِیابن رسول الله، او داِیِی من است و من او را مِیشناسم، کسِی نِیست که به کسِی اذِیّت کرده و مردم از دستش ناراضِی باشند.
آقا فرمود: او کسِی است که دربار? خداوند حرفهائِی که نباِید بگوِید مِیزند و پروردگار جهان را به اوصافِی که شاِیسته نِیست توصِیف مِیکند و تو باِید ِیکِی از دو راه را انتخاب کنِی: ِیا همنشِین او باشِی و ما را رها کنِی، و ِیا همنشِین ما باشِی و او را رها نماِیِی!
عرض کردم: فداِیت شوم، او هر چه مِیگوِید براِی خود گفته است، به من چه ربطِی دارد؟ من سعِی مِیکنم خودم حرف بدِی نگفته باشم!
حضرت فرمود: آِیا هراس ندارِی از اِینکه روزِی عذاب و غضب خداوند بر او نازل شود، آنگاه تو را نِیز بگِیرد و به آتش خشم الهِی دچار شوِی؟ آِیا نشنِیدهاِی جرِیان آن پسرِی که جزء اصحاب