رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٣٨ - راه شناخت اشخاص سعِید از شقِی!
عرضه داشتم: مولاِی من، مِیشود تفصِیل آنها را بِیان فرماِیِید!
فرمود: معلِّی، من تو را خِیلِی دوست دارم و تو حقاً مورد علاقه من هستِی. امّا مِیترسم براِی تو بگوِیم آنگاه پس از دانستن آنها را، انجام ندهِی و در نتِیجه مورد نکوهش قرار بگِیرِی!
گفتم: از خدا مِیخواهم که اِینچنِین نباشد و در انجام اِین وظاِیف، خداوند بر من توفِیق بدهد که آنها را به عمل بِیاورم!
آقا فرمود:
١. کوچکترِین حق اِین است که آنچه براِی خود مِیپسندِی، براِی آنان نِیز همان را بپسندِی و آنچه براِی خود ناروا مِیدانِی، براِی آنها نِیز آن را روا ندانسته و اختِیار نکنِی.
٢. اِینکه موجب خشم و ناراحتِی او نباشِی و علاوه بر اِین، همواره در پِی جلب رضاِیت و خشنودِی او بوده و از خود راضِی کنِی.
٣. با جان و مال و زبان و دست و پاِی خود در زندگِی به او کمک نماِیِی و ِیار و مُعِین او باشِی.
٤. همِیشه او را راهنماِیِی کرده و چون آِیِینه، عِیوب او را خاطرنشان سازِی.
٥. مبادا او گرسنه و تشنه و عرِیان به سر بَرد، در صورتِی که تو سِیر و سِیراب شده و لباسهاِی رنگِین بپوشِی.
٦. اگر در خدمت تو خادم و کنِیز براِی انجام کارهاِی ضرورِی به