رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٤ - منطق زن پِیر سالخورده کاخ ستم را لرزاند!
و حکومت با ما باشد، اِین حرفها بد نِیست؛ اما آنچه مسلّم است پِیکر وزِیرِی مثل تو و امِیرِی مثل من در مِیان آتشهاِی گداخته و سوزان جهنّم مخلّد خواهد بود.[١]
امام علِی علِیه السلام فرمود:
مَا يَأْخُذُ الْمَظْلُومُ مِنْ دِينِ الظَّالِمِ أَكْثَرُ مِمَّا يَأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ دُنْيَا الْمَظْلُوم؛[٢]
آنچه ستمديده از دين ستمگر مِیگيرد بيشتر است از آنچه ستمگر از دنياى ستمديده بر مِیگِیرد.
منطق زن پِیر سالخورده کاخ ستم را لرزاند!
عمرو بن لِیث در زمستان بسِیار سردِی با لشکر فراوان وارد شهر نِیشابور شد و سربازان در مِیان مردم پراکنده شده و به هر خانهاِی چند نفر از آنها از راه اجبار و اکراه وارد شدند. از جمله پِیرزنِی که داراِی چند اطاق بود همه را اشغال کردند. آن زن پِیش ِیکِی از فرماندهان رفته و از اِین وضع شکاِیت کرد. او در جواب گفت: فردا در فلان ساعت من در پِیش عمرو هستم، بِیا و تقاضاِی تخلِیه خانه را به عرض وِی برسان. من نِیز در اِین امر به تو کمک مِیکنم.
فردا در ساعت مقرّر، آن زن حاضر شد و شکاِیت خود را به
[١] تارِیخ ابن خلکان، روضات الجنّات، ج ٢ ص ٥٤.
[٢] الأمالِی (للصدوق)، ص٢٥٣.