رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٢ - اِی کاش صد نفر مثل شما ِیاور داشتم!
اِی کاش صد نفر مثل شما ِیاور داشتم!
در دورانِی که معاوِیة بن ابِی سفِیان با امِیر مؤمنان علِیه السلام اظهار دشمنِی مِیکرد و مردم شام را علِیه آن حضرت تشجِیع مِیکرد و باطل را در لباس حق جلوه مِیداد، حُجر بن عدِی و عمرو بن حَمِق خزاعِی در هر کوِی و برزن از اهل شام اظهار برائت کرده و مطاعن و سوابق ننگِین پسر ابوسفِیان را براِی مردم بِیان مِیکردند. در اِین هنگام امِیر مؤمنان علِیه السلام کسِی را براِی احضار آنان روانه کرد و پس از حضور به آنها فرمود: از بد گفتن نسبت به معاوِیه و اهل شام خوددارِی کنِید.
عرض کردند: ِیا امِیرالمؤمنِین! آِیا ما طرفدار حق نِیستِیم؟
آن حضرت فرمود: چرا!
گفتند: آِیا آنها در باطل و گمراهِی نِیستند؟
فرمود: چرا! در گمراهِی و ضلالت فرو رفتهاند.
عرض کردند: پس چرا ما را از بدگوِیِی آنان باز مِیدارِید؟
حضرت فرمود: شاِیسته نمِیدانم براِی شما که جزء دشنامدهندگان و فحّاشان بوده باشِید و لکن اگر مِیخواهِید رذائل و پلشتِی اخلاقِی آنها را بِیان کنِید و کردار زشت آنان را نشان دهِید، روشها و برخوردهاِی غِیر انسانِی آنان را به مردم بازگو و چنِین بگوِیِید:
«اللَّهُمَّ! احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ