رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨ - رفِیق با تدبِیر و مشفق صالح
بر اثر لِیاقت و کاردانِی، بر تمام اقران و معاصرِین خود برترِی ِیافت، و مورد عناِیت خاصّ? خلِیفه قرار گرفت. وزِیر براِی اِینکه مردم را از قرب معنوِی خود در نزد خلِیفه آگاه سازد و مراتب محبوبِیّت خود را به رخ دِیگران بکشد، از خلِیفه درخواست کرد که افتخارِی به وِی بدهد و روزِی به عنوان صرف عصرانه منزلش را به قدوم خوِیش مزِیّن نماِید. معتصم دعوت او را براِی روز مقرّر اجابت نمود.
وزِیر براِی پذِیراِیِی هر چه بهتر و عالِیتر، خان? مجلّل خود را با فرشهاِی گرانبها و پارچههاِی قِیمتِی و گلهاِی رنگارنگ، به طرز بسِیار جالب و خِیرهکنندهاِی تزئِین نمود. ظرف طلا و نقر? بسِیار تهِیه کرده و بهترِین مِیوههاِی شِیرِین را مهِیّا ساخت و خلاصه مجلس بِینظِیرِی تشکِیل داد و از آن طرف، موقعِی که خلِیفه وارد شد، از دِیدن اِین همه تجمّلات و ثروت، سخت به شگفت آمد، و از اِینکه وزِیرش چنِین زندگِی باشکوه و مجلّل شاهانه تهِیه کرده شدِیداً رشک بُرد.
چند لحظه با ناراحتِی نشست و بعد به بهانه عارض شدن درد شکم از جاِی حرکت کرده و از مجلس بِیرون رفت. وزِیر جرِیان را درک کرده و از اِین پِیشآمد سخت نگران شد. در خاطرش گذشت که اِین مجلس شوم و بدفرجام، نه تنها مقامش را بالا نبرد بلکه زمِین? سقوط او را آماده ساخت. باِید فوراً علاج واقعه را پِیش از وقوع بکند. ولِی از شدت اضطراب و خودباختگِی هرگز قدرت فکر کردن نداشت.