رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٤ - اِی کاش صد نفر مثل شما ِیاور داشتم!
٣. آنکه وصِی و جانشِین پِیغمبر اکرم هستِی.
٤. آنکه از جهت پِیش قدمِی در پذِیرش اسلام از تمام مردم مسلمان جلوتر اسلام را برگزِیدِی.
٥. اِینکه براِی جهاد در راه خدا و نبرد با ِیاغِیان دِین از همه مهاجرِین برتر و بالاتر هستِی.
اگر بر من فرمان بدهِی که کوههاِی عظِیم را در گُرد? خود حمل کنم و ِیا آب درِیاهاِی بِیپاِیان را بکشم، تا روزگارِی برسد که در آن روز ولِیّ تو را ِیارِی نماِیم و دشمن تو را ذلِیل و خوار گردانم، اِین کار را خواهم کرد مع الوصف گمان نمِیکنم آن طور که شاِیسته تو است حق تو را ادا کرده باشم.
در اِین هنگام آن حضرت فرمود: «اللَّهُمَّ نَوِّرْ قَلْبَهُ بِالتُّقَى وَ اهْدِهِ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» و اضافه فرمود: که اِی کاش در مِیان سپاه من صد نفر مثل شما مِیبود!
سپس حجر بن عدِی به پا خواست و گفت: ِیا علِی علِیه السلام، ما فرزندان جنگ هستِیم و همواره با جنگ و نبرد درآمِیخته و آن را باور کرده اِیم و ستِیزه و جهاد به ما تجربهها ِیاد داده و ما نِیز آن را در بوت? آزماِیش گذاشتهاِیم. اکنون داراِی ِیاران بِیشمار و صاحب رأِی و اندِیشه و قبِیل? تجربه دِیده و اشخاص آزموده مِیباشِیم و همه ما از ته دل منقاد و مطِیع فرمان تو هستِیم. اگر به شرق بروِی پشت سر