رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥٥ - گوشه اِی از اسراف عبّاسِیان
قسمت مهمّ تشرِیفات هنگامِی بود که پوران را مِیخواستند به داماد نشان بدهند و داماد و عروس در جاِیگاه مخصوص قرار بگِیرند. فرشِی زربافت و حصِیرِی دِیبا گسترده شد. دختران زِیباروِی خلفا مثل زبِیده دختر جعفر و حمدونه دختر هارون الرشِید در طرف راست و چپ عروس روِی فرش قرار گرفتند. ظرفِی که پر از دُرهاِی قِیمتِی بود بر سر او پاشِیدند ولِی هِیچِیک از زنان برنداشتند!! مأمون دستور داد براِی احترام عروس آنها را بردارند و هر ِیک دانهاِی را برداشتند.
در آن شب شمعِی از عنبر براِی مجلس عروسِی درست کرده بودند که سِی رَطل «٦٦٠ سِیر» وزن داشت. مأمون از زبِیده پرسِید: حسن بن سهل چقدر براِی آن خرج کرده؟ او جواب داد: در حدود سِی تا ٣٧ مِیلِیون دِینار. اِین سخن به گوش حسن رسِید، با ناراحتِی عجِیبِی گفت: مگر زبِیده رِیِیس حسابدارِی بود که چنِین بگوِید. به خدا سوگند، هشتاد مِیلِیون دِینار براِی آن خرج کردهام!
چهار هزار قاطر طِی مدّت چهار ماه براِی عروسِی هِیزم مِیآوردند. باز در اثناِی جشن هِیزم تمام شد، مجبور شدند براِی سوخت از کتان استفاده کنند و آن نوعِی گِیاه که مخصوص مصرف پارچ? کتانِی است، در زِیر دِیگها بسوزانند.
در ِیکِی از شبها مأمون با نوعروس نشسته بود که مادربزرگ