رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٠ - مِیان عبدالله بن زبِیر و مادرش کدام سرآمد بود!
اهل قِنَّسرِینَ درب بنِی سهم. ابن زبِیر به سوِی آن گروه حمله کرد، گاه به اِین درب هجوم مِیبرد و دفعه دِیگر به درب دِیگر و مانند شِیر ژِیان جواب هر پنج را مِیداد، بدون اِینکه کسِی جرأت کند از درب داخل شود.
در اِین موقع همسرش کسِی را به نزد او فرستاد و سفارش داد که آِیا به من اجازه مِیدهِی بِیرون آمده و به اتفاق ِیکدِیگر با دشمن بجنگِیم؟
عبدالله جواب داد: نه!
كُتِبَ القَتلُ وَ القِتالُ عَلَينَا وَ عَلَى المُحصناتِ جَرُّ الذُِّیُولِ[١]
جنگ و قتال بنام ما مردان نوشته شده و بر زنهاِی شوهر دار حفظ عفاف و پاکدامنِی.
وقتِی که شب فرا رسِید و جنگ متارک? شد، تا نزدِیک صبح مشغول نماز بود. سحرگاه لحظهاِی چُرت زد، در حالِی که لباس جنگ در تنش بود. پس از بِیدارِی وضوء گرفت. بعد از خواندن نماز صبح، سوره «ن و القلم» را خواند. پس از فراغت گفت: کسِی که از من مبارز مِیخواند بداند که من در صف اوّل جنگ قرار گرفتهام و مِیگفت:
وَ لَستُ بِمُبتاعِ الحَياةِ بِسُبَّةٍ وَ لا مُرتَقٍ مِن خَشيةِ المَوتِ سُلَّماً[٢]
-----------------------------------
١. شرح نهج البلاغه لابن ابِی الحدِید، ج ٣، ص ٢٨٣.
٢. همان.