رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٩٦ - نظر حکماِی بزرگ دربار? تضاد
ورنه تلخ و تِیز مالِیدِی در او
گنده گشتِی ناخوش و ناپاک بو
آدمِی را پوست نامدبوغ دان
از رطوبتها شده زشت و گران
تلخ و تِیز و مالش بسِیار ده
تا شود پاک و لطِیف و با فَره
ور نتوانِی رضا ده اِی عِیار
گر خدا رنجت دهد بِیاختِیار
که بلاِی دوست تطهِیر شماست
علم او بالاِی تدبِیر شماست[١]
و به قول صدر المتألهِین و حکماء: «لولا التضاد ما صح دوام الفِیض عن المبدأ الجواد»؛[٢] اگر تضاد و تصادمهاِی حاصل از تضاد نبود، فِیضان جود از سوِی ذات اقدس حق و فِیاض علِی الاطلاق امکان دوام نداشت، زِیرا درست است که نوعِی استعداد تکامل در هر موجودِی هست، به همِین علت هم، هر موجودِی در مرحلهاِی از مراحل مجهز است به وسائلِی که تنها براِی آن مرحل? او لازم و ضرورِی است؛ مثلاً قشرِی که دور هست? ِیک مِیوه را گرفته ِیا پوست تخممرغ که حافظ سفِیده و زرد? آن به شمار مِیآِید؛
[١] مثنوِی معنوِی مولانا، دفتر چهارم، بخش ٣.
[٢] اسفار، ج ٣، ص ١١٧٠؛ ر.ک: عدل الهِی (مطهرِی، مرتضِی)، ج ١، ص ١٦٤.