رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٩٤ - تضادّ ِیا قانون تکامل
کردن دِین و زنده داشتن قرآن، در مقابل مظالم و ستمگرِیهاِی فرزند معاوِیه قِیام و اِیستادگِی کرد. حقّاً که پِیروزمندانه از عهد? آن امتحان برآمد.
تنها قانون تضاد و هنر اوست که قهرمانها به جامعه تحوِیل مِیدهد و دانشمند بزرگِی مانند جابر بن حِیّان و بوعلِی سِینا و... در دامن دنِیا پرورش مِیدهد.
تضاد، هم امتحان است و هم سازنده. هم برنده است و هم بازنده. هم مرد است و هم نامرد. هم دِین است و هم تبهکارِی. هم عشق است و هم شکست ...!
ابن ابِی مرِیم مِیگوِید: حضرت باقر علِیه السلام نقل کرد که روزِی پدرم با ِیاران خود نشسته بود، رو به آنها کرد و فرمود: کدام ِیک از شما حاضر هستِید آتش گداخته را در کف دست خود بگِیرِید تا خاموش شود؟
همه خود را در اِین کار ناتوان دِیدند و سر به زِیر افکنده و چِیزِی نگفتند. من وقتِی که اِین صحنه را دِیدم عرض کردم پدرجان، اگر اجازه بدهِی من اِین کار را انجام مِیدهم.
فرمود: نه پسر عزِیزم، تو از منِی و من از تو. منظورم اِینها بودند که ببِینم تا چه حد دوستدار ما هستند!
باز سه مرتبه آن حضرت فرماِیش خود را تکرار کرد؛ لکن هِیچکدام جواب ندادند.