رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥٣ - گوشه اِی از اسراف عبّاسِیان
فَقَالَت - لَبَقي محمّد صلِّی الله علِیه و آله لِأمَّتِهِ فَخَرَجت.
خداوندا! من آنچه را امر فرموده اِی به جا آوردم، پس تو هم وفا كن به آنچه وعده اِی که دادهاى و اگر بنا بود کسِی جاودان بماند - راوى گفت: چنان به خاطر من گذشت كه مىگويد: هر آينه فرزندم براى حاجت من باقى مىماند! پس گفت: - حتماً حضرت محمّد صلِّی الله علِیه و آله شاِیستهترِین بود که براِی هداِیت مردم باقِی باشد![]
گوشهاِی از اسراف عبّاسِیان
گه گاهِی تبذِیر و اسرافهاِیِی در تارِیخ اسلام به چشم مِیخورد که انسان از دِیدن و خواندن آن در درِیاِی حِیرت و شگفتِی فرو مِیرود که مرتکبِین آن چه جناِیاتِی در اسلام و چه خائنان متجاوزِی به ملّت اسلام بودهاند. مثلاً در ولِیم? عروسِی زبِیده دختر جعفر بن ابِی جعفر نو? منصور دوانِیقِی، براِی هارون الرشِید، در اِین جشن ظرفهاِی طلا و نقره را پر از طلا کرده و بر سر مردم مِیپاشِیدند. مخارج اِین عروسِی آنچه از اموال مهدِی خلِیفه عباسِی صرف شد، غِیر از مخارجِی که خود هارون الرشِید متکفّل شد، معادل ٥٠ مِیلِیون دِینار طلا نقل کردهاند.
آن وقت براِی عوام فرِیبِی، همِین زبِیده خاتون بنابر نقلِی، از مال شخصِی خود!! قنات آبِی در مکّه براِی سِیرآب کردن حجّاج و به
[١] بحار الأنوار (ط - بِیروت)، ج ٧٩، ص ١٥٣؛ نقل از ج ٢ داستانهاِی اسلامِی،ص ١١٠. همچنِین جرِیان مرگ پسر ابوطلحه انصارِی و ام سلِیم هم با اِین قضِیه مناسبت دارد.