رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٣٥ - اِینک بِیان علِی علِیه السلام در مورد افکار
بلعِیده و مغلوب نشود، باز آن فکر نابود نمِیشود؛ بلکه در فضاِی مخصوص به جنس خود، محفوظ و منتظر مِیماند تا در هر جا و هر زمان، افکار متجانسِی از دِماغهاِی دِیگر طراوش کرد، فورِی به آنها ملحق مِیشود و قوّت گرفته، محرّک اعمالِ متجانس مِیگردد و هدفِی براِی خود معِیّن مِیکند؛ مثلاً اگر کسِی در خانه خود نشسته، عمداً و ِیا بدون اراده و براِی شوخِی، ِیک جناِیت را هر چند بدون غرضِی و هدفِی معِیّن فکر کند، اِین فکر او با آن سرعتِی که دارد، تموّج و سِیر نموده، در هر جا به ِیک دِماغِی برسد که همان جنس فکر را مِیپرورد و ِیا استعداد پرورش اِین را دارد، فورِی با آن امتزاج مِیکند و آن را نِیرو مِیدهد و حتِی آن شخص را که اول، جسارتِ ارتکاب آن جناِیت را نداشت، مقتدر مِیسازد و به اجراِی آن وا مِیدارد.
همچنِین اگر کسِی ِیک فکر مثبتِی بپرورد، مثلاً حال ِیک شخص را که دچار مصِیبت و گرفتارِی شده است را تفکر نماِید و از ته دل بخواهد با او ِیارِی کند و حسِِیات صمِیمِی درباره او بپرورد و در قلب خود تسلِیتِی و دلدارِی به او بدهد و امواج محبت و دلدارِی و همدردِی خود را به سوِی او بفرستد، اِین امواج به سرعت امواج الکترِیکِی حرکت کرده، دِماغ و قلب او را نوازش داده و قوّت قلب و متانت و تسلِّی خواهد داد و حتِی اگر اِین فکر و حسِّیات مهرآمِیز