رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٤٣ - نتِیجه گفته ها
مِیسّر نشد، تا بالاخره به واسطه راهنماِیِی ِیکِی از دوستان خود، خود را به لباس کارکنان داخل قصر خلِیفه درآورد و بدِین وسِیله خود را به حضور خلِیفه رسانِید و ماجرا را به طور محرمانه به عرض خلِیفه رسانِید.
معتصم دستور داد وزِیر را با شهود حاضر کنند. وزِیر خِیال کرد که با گفتن اصل جرِیان به طور صادقانه، هم وسِیل? تفرِیح را براِی خلِیفه فراهم مِیکند و هم به خاطر خوشاِیند او مورد بخشش واقع خواهد شد، و شهود نِیز همِین معنِی را در نظر گرفتند.
بالاخره حقِیقت مطلب را به عرض وِی رساندند. پس از کشف حقِیقت قضِیّه و اخذ اقرار از زبان آنها، شهود را به دار آوِیختند و وزِیر را در مِیان پوست گاوِی که تازه آن را کَنده بودند گذاشتند و آنقدر با عمود آهنِین کوبِیدند تا گوشت و استخوان او به هم مخلوط شد!
نتِیجه گفتهها
بنابراِین، هرچه افکار و احساسات نِیک و ِیا بد را در مغز خود بپرورانِیم، نخستِین هدف آنها خودمان هستِیم و ثمره آن را پِیش از کس خودمان خواهِیم دِید که معصوم چه خوب گفته است در اِین باره: «مَنْ حَفَرَ بِئْراً لِأَخِيهِ وَقَعَ فِيهَا»؛[١] ِیعنِی هر کس براِی برادر اِیمانِی خود چاهِی بکَند، در اوّلِین فرصت، خود در آن واقع خواهد شد و
[١] تحف العقول (ابن شعبه حرانِی، حسن بن علِی، متوفاِی قرن٤)، ص ٨٨.