لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٦ - فتنه کور در دوران موسِی بن جعفر علِیهما السلام
.....................................
→ و امام حسِین علِیهم السلام را به عنوان هداِیتگرانِ پس از خود معرفِی کرده بود و مردم آنها را مِیشناختند. پس از واقعه کربلا، سِیماِی حسِین بن علِی علِیهما السلام و بازمانده اِیشان - علِی بن حسِین علِیهما السلام - براِی مردم بِیش از پِیش آشکار شد. در زمان محمد بن علِی الباقر علِیهما السلام هم تلاشهاِی خالصانه صحابِی بزرگ و ِیار وفادار اهل بِیت - جابر بن عبدالله انصارِی رضِی الله عنه - در معرفِی و تروِیج حضرتش در مِیان مردم نقش بسزاِیِی داشت. مردم، جابر را که نزدِیک به صد سال داشت و تنها صحابِی پِیامبر بود، به عنوان ِیادگار رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله مِیشناختند؛ لذا به سخنان او در باب معرفِی هداِیتگر عصرشان - محمد بن علِی الباقر علِیهما السلام - توجه وِیژهاِی نشان مِیدادند. جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام نِیز توسط ِیاران و شاگردانش به صراحت به مردم معرفِی مِیشدند و نِیز فضاِی مناسبِی در عصر درگِیرِی عباسِیان با اموِیان فراهم شد. اما با استقرار سلطه بنِی عباس، امر معرّفِی علنِی حجّت خدا و جانشِینان پِیامبر با مشکل مواجه شد؛ چراکه حکومت وقت، رسماً مترصّد آن بود که بفهمد جانشِین جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام چه کسِی است تا او را از بِین ببرد. به گونهاِی که منصور دوانيقِی به والِی مدِینه دستور داده بود هر کس را که جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام، وصِیّ خود قرار دهد، گردن بزند! از اِینرو جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام که به علم الهِی از اِین موضوع باخبر بود، در وصِیتنامهاش پنج نفر را به عنوان وصِی خود معِیّن کرد تا والِی مدِینه نتواند دستور حکومت را اجرا سازد. آن پنج نفر عبارت بودند از: منصور دوانيقِی، والِی مدينه، عبدالله (يکِی از فرزندان خود)، حميده (مادر امام کاظم) و موسِی (امام کاظم). بدِین ترتِیب با اِین تدبِیر الهِی، جان جانشِین بر حقّ جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام حفظ شد؛ اما گروهِی از مردم در شناخت جانشِین اِیشان، دچار مشکل شدند، (بحار الأنوار، ط - بِیروت، ج٤٧، ص٣).
٢ـ در اِیام خلافت خلفاِی عباسِی، عدهاِی از سادات حسنِی، مردم را به خود دعوت مِیکردند و از آنها براِی خود بِیعت مِیگرفتند. اِین مطلب عاملِی شد براِی آنکه جاِیگاه امام موسِی کاظم٧ در مِیان مردم ضعِیف و پنهان بماند.
٣ـ فرقههاِی متعددِی که به شِیعه منسوب بودند، به اِین سردرگمِی و فتنه کور، دامن مِیزدند؛ مانند: زِیدِیه که خود را پِیرو زِید پسر علِی بن حسِین علِیهما السلام مِیدانستند و ناوُوسِِیَّه که جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام را آخرِین امام مِیدانستند و فَطَحِِیّه که پِیرو عبدالله افطح ِیکِی از فرزندان جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام بودند و اسماعِیلِیه که ادعا مِیکردند اسماعِیل فرزند دِیگر جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام ←