لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٧٨ - ٤- توجه به اوصاف الهِی
و در بعضِی موارد به معناِی هلاکت هم إستعمال شده است.[١] در قرآن کرِیم مِیفرماِید: (وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرِْیةٍ كانَتْ ظالِمَةً)؛[٢] «و چه بسِیار از اهل قرِیهاِی که ستمپِیشه بودند، ما آنها را درهم شكسته و هلاک ساختِیم» كه واژه «قَصَمَ» در اِین آِیه عبارت از هلاكت است.[٣]
ب) «مُدِِیلُ الْمَظْلُومِِینَ»؛ ِیعنِی حامِی مظلومان بر ظالمان. سنّت الهِی بر اِین است که ناصر مظلومان و منتقم آنهاست از ستمگران.
ج) خداوند «دَِیَّانُ الدِِّینِ» است؛ ِیعنِی قاضِیِ قهّار و بدون گذشت در روز جزاء است. «دِیَّان» از نامهاِی خداوند متعال است که به معنِی «قاضِی»، «داور»، «حاكم» و «محاسب» آمده است.[٤]
بنابراِین خداوند که دِیانِ دِین است؛ ِیعنِی حاکم است و بندگان را در روز حساب، مقابل کارهاِیِی که کردهاند جزاء مِیدهد. در مَثَلها آمده است: «کما تُدِِین تُدان»؛ ِیعنِی «کما تُجزِِی تُجزَِی»؛ چنان كه جزاء مِیدهِی جزاء داده مِیشوِی و مراد اِین است: به مقابل کارهاِیِی که کردهاِی، جزاء داده مِیشوِی.[٥]
[١] المِیزان فى تفسِیر القرآن، ج١٤، ص٢٥٥.
[٢] سوره أنبِیاء، آِیه١١.
[٣] مرحوم فخر الدِین بن محمد طرِیحِی در ضمن معناِی «قصمنا» نوشته است: «أِی حطمناها و هشمناها و ذلک عبارة عن الهلاک. ِیقال قَصَمْتُ الشِیء قَصْماً من باب ضرب: كسرته حتى ِیبِین و فِِی الدُّعَاءِ «قَصَمَهُ اللَّهُ»؛ أِی أهانه و أذلَّهُ وَ فِِی الْحَدِِیثِ «مِنَ الْقَوَاصِمِ الْفَوَاقِرِ الَّتِِی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جَارُ السَّوْءِ»؛ در حدِیثِی آمده از جمله قواصمِی که پشت آدمِی را مِیشکند همساِیه بد است. «و قاصم الجبارِین، أِی مهلکهم»، (مجمع البحرِین، فخر الدِین بن محمد طرِیحِی، ج٦، ص١٣٩).
[٤] لسان العرب، ج١٣، ص١٦٧؛ فرهنگ ابجدِی، ص٤٠٣.
[٥] اسرار توحِید (ترجمه التوحِید للصدوق)، ص٢٣٧.