لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٦ - شفاعت
از جعفر بن محمد الصادق علِیهما السلام سؤال شد که معناِی «حجت بالغه» چِیست؟ حضرت فرمود: «خداوند در روز رستاخِیز به بنده خوِیش مِیگوِید: بنده من! آِیا مِیدانستِی و گناه کردِی؟ اگر بگوِید: آرِی، مِیفرماِید: چرا به آنچه مِیدانستِی عمل نکردِی؟ و اگر بگوِید: نمِیدانستم، مِیگوِید: چرا نرفتِی ِیاد بگِیرِی تا عمل کنِی؟ در اِین موقع آن فرد مِیماند! اِین همان حجّت بالغه است.[١]
بنابراِین منظور از حجّت خدا بودنِ امام اِین است که به واسطه او مردم راه رشد و سعادت را به دست مِیآورند و از پِیمودن راه خطا محفوظ مِیمانند. در اِین باره جعفر بن محمد علِیهما السلام فرمود: «مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلهِ فِِیهَا الْحُجَّةُ ِیعَرِّفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ ِیدْعُو النَّاسَ إِلَِی سَبِِیلِ اللَّهِ»؛[٢] زمِین پِیوسته حجتِی الهِی را در خود دارد که حلال را از حرام مِیشناساند و مردم را به راه خداوند دعوت و راهنماِیِی مِیکند.
شفاعت
«لَا ِیؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ[٣] فِِی سَبْعِِینَ مِنْ أَهْلِ بَِیْتِهِ كُلُّهُمْ
[١] تفسِیر نور الثقلِین، ج١، ص٧٧٦. «عَنِ ابْنِ زِِیادٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ محمد علِیه السلام وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَِی (قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ)، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَي يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: عَبْدِي أَ كُنْتَ عَالِماً؟ فَإِنْ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ؟ وَ إِنْ قَالَ: كُنْتُ جَاهِلاً، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّي تَعْمَلَ فَيُخْصَمُ؟ فَتِلْكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ».
[٢] الکافِی (ط - الإسلامِیة)، ج١، ص١٧٨.
[٣] نقش شفاعت در نقشه عالم هستي؛ دو مسئله در بِین معارف اسلامِی به مسلمانان «کما هو حقّه» جا نِیافتاده است و به صورت کامل حتِی براِی بعضِی خواص جامعه هم به روشنِی درک و درِیافت نشده است: ١- شفاعت، ٢- مسئله توسّل؛ چه آنکه در مسئله شفاعت مِیگوِیند که ما به خوبِی درک نکردِیم که شفاعتِ روز قِیامت با پارتِی بازِی در اِین دنِیا چه تفاوتِی دارد؟ چونکه تلقِّی آنان از شفاعت اِین است که خود مستشفِع «لو خلِّی و طبعه» اِین حق و مقام را ندارد، ولِی به کمک رابطهِی شفاعت، به آن نائل مِیشود. اِین همان رابطه مذموم است←