لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤٧ - «ذو القرنِین» از منظر تارِیخ
مسخّر او (ذو القرنِین) کرده بود و اسباب را براِی او فراهم کرده بود، بهگونهاِی كه بر آنها مِینشست و به اقصِی نقاط گِیتى سفر مِیكرد و ذات بارِی تعالى، اسباب غلبه و پِیروزِی هر چِیزِی را در اختِیار او فراهم کرده و نورِی را فرا روِی او قرار داده بود، به گونهاِی كه شب و روز براِیش ِیكسان بود.
«ذو القرنِین» از منظر تارِیخ
«ذو القرنِین» در اِینکه چه کسِی بوده و داراِی چه شخصِیتِی است، ِیكِی از بحث برانگِیزترِین شخصِیتهاِی قصص قرآنِی مِیباشد.[١] نظرِیات در اِین باره مختلف است، مشهورترِین اِین نظرِیات عبارتند از: ١ - اسكندر؛ ٢ - ِیكِی از پادشاهان ِیمن؛ ٣ - كوروش هخامنشِی؛ ٤ - تسن چِی هوانگ تِی (بزرگترِین پادشاه قدِیم چِین)؛ ٥ - فرِیدون پادشاه پِیشدادِیان در اِیران زمِین.[٢]
→ تفسِیر مجمع البِیان، ج٦، ص٧٥٦، آمده است.
[١] دانشنامه قرآن و قرآن پژوهِی، ج١، ص١٠٨١.
[٢] مشهورترِین نظرِیات درباره «ذو القرنِین» عبارت است از:
١ - اسکندر
در مورد اسکندر، احتمالاتِی بِیان شده است. اِینکه سدّ اسکندر در ألسنه و ادبِیاتِ فارسِیزبانها، زبانزد همگان مِیباشد، مضافاً بر اِینکه مَثَل معروف «سدّ سکندرِی» در افواه مردم از دِیرباز حداقل بِیانگر پدِیدهاِی به نام سدّ و رابطه آن با شخصِی به نام اسکندر بوده است. فخر رازِی مِیگوِید: «قرآن مجِید دلالت مِیکند که ملک و سلطنت اِین شخص (ذو القرنِین) به دورترِین نقطه مشرق و مغرب و به تمام نقاط آباد روِی زمِین توسعه پِیدا کرد و مِثل چنِین شخصِی لازم است اسمش جاوِیدان بماند و پادشاهِی که در تارِیخ به اِین اندازه شهرت پِیدا کند، جز اسکندر مقدونِی نبوده است که پس از مرگ پدرش، جمِیع شاهان روم و مغرب را جمع کرد و از آنها بِیعت گرفت که نسبت به او وفادار باشند و در اِین راستا بر درِیاِی سبز (جفرافِیدانان کهن مِیپنداشتند که همه خشکِیهاِی زمِین را بحر محيط در بر گرفته است. ِیونانِیان، اقِیانوس را رود بزرگِی مِیدانستند که سراسر قرص مسطح زمِین را در بر مِیگرفت. در اساطِیر ِیونانِی، اکئانوس ارشد تِیتانها بود که از ازوداج «رب النوع» گاِیا و اورانوس پدِید←