وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٨ - قوّه واهمه و قوّه عاقله
کارساز نِیست و قوه عاقلهشان بر قوّه واهمه غلبه دارد و نفسشان از تجاذب و کشمکش نِیروهاِی شرآفرِین در امان است.
قرآن مِیفرماِید:
)يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً. فَادْخُلِي فِي عِبَادِي. وَادْخُلِي جَنَّتِي([١]؛
«اِی روان آسوده (اِی نفس آرمِیده) در حالِی که خشنود و خشنود شدهاِی به سوِی پروردگارت باز گرد پس درآِی در بندگانم و داخل شو در بهشتم».
اِین شِیطان حرِیف در وجود انبِیاء معصوم هم هست ولِی با اِیمان و تقواِی کامل و اراده قوِیاِی که دارند بر او غالب مِیآِیند لذا عصمت انبِیا و ائمه F با عصمت ملائکه خِیلِی فرق دارد. ملائکه در وجودشان ِیک چنِین قوّه دعوتکننده به شرّ وجود ندارد و نمِیتوانند گناه کنند اما انسان به اعتبار اِین که جامع همه مراتب هستِی است اِین نِیروهاِیِی که مبدأ شرّ هستند در وجودشان تعبِیه شده است منتهِی در بعضِی از نفوس کامله اِین نِیروِی داعِی به شرّ به طور کلِی تحت سلطه عقل است اما در ما انسانهاِی معمولِی خِیر. اِین است که گاهِی عقلمان مغلوبِ قوّه داعِیهِی به شرّ مِیباشد و اِین قوّه دعوتکننده به شرّ و بدِی رشحه و پرتوِی از رشحات ابلِیس است که در وجود و نفس انسان از او به نفس امّارة بالسّوء تعبِیر مِیشود.
ابلِیس از آن مقام تنزّل مِیکند و در مقام نفس امّاره قرار مِیگِیرد و اِین تنزّل، تنزّل وجودِی است و مکانِی نِیست که از ِیک جاِی بالا مثلاً از روِی بام بِیاِید پاِیِین بلکه اِین تنزّل در مراتب هستِی است و در وجود همهِی ما رشحه و نمونهاِی از آن وهم کلِّی است که بهنام قوّهِی واهمه فعالِیت مِیکند که در حقِیقت
[١]. فجر / ٢٧-٣٠.