وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ١٨٨ - کاربرد نور به معنی حقیقی در مورد خداوند
بنابراِین اگر مِیبِینِیم که حضرت موسِیC از خداوند درخواست دِیدن او را مِیکند منظور، دِیدن و ِیافتن خدا با چشم دل و باطن است نه با چشم ظاهرِی که اساساً رؤِیت خداوند با چشم سر محال است زِیرا لازمهِی چنِین رؤِیتِی آن است که خداوند جسم داشته باشد. در حالِی که خداوند آن چنان وجودِی است که از زمان و مکان والاترا ست و زمان و مکان ندارد. دِیدن ظاهرِی خداوند محال است حتِی با نور صد مِیلِیون ولتِی هم نمِیتوان خداوند را دِید.
دانستِیم که علم حضورِی اشدّ مراتب دِیدن است اما بحثِی لفظِی در اِینجا وجود دارد و آن اِین است که آِیا کاربرد لفظ «دِیدن» در مورد آنچه ما با علم حضورِی در خود مِیِیابِیم حقِیقت است ِیا مجاز؟ به عبارت دِیگر استعمال لفظ «دِیدن» در اِین موارد حقِیقتاً براِی اِین مفهوم وضع شده است ِیا اِین که استعمال اِین لفظ در اِین موارد در غِیر ما وُضِعَ له بوده و مجاز است؟ مثلاً اگر گفتِیم «انِّی ارِی انِی اُحبّک»؛ من مِیبِینم که تو را دوست دارم. آِیا اِین مفهوم (دِیدنِ محبت) حقِیقت است ِیا مجاز؟
پاسخِی که مِیتوان به اِین پرسش داد اِین است که دوست داشتن ِیک چِیز قلبِی است و لذا اگر لفظ «رؤِیت» را در مورد آنچه که با علم حضورِی در درون خود مِیِیابِیم (از جمله محبّت و...) استعمال کردِیم مجاز نِیست بلکه حقِیقت است، زِیرا رؤِیت منحصر به دِیدن ظاهرِی با چشم نِیست رؤِیت قلبِی نِیز نوعِی رؤِیت است.
کاربرد نور به معنِی حقِیقِی در مورد خداوند
گاهِی افراد و عرف مردم خِیال مِیکنند مصداق ِیک لفظ کلِی همِین افراد مادِی و محسوس است که با قوه بِیناِیِی ِیا قواِی دِیگر مِیتوان ادراک کرد. مثلاً کلمهِی «نور» به عربِی و کلمه «روشناِیِی» به فارسِی براِی آن حقِیقتِی وضع شده است که خودش ظاهر است و چِیزهاِی دِیگر هم به واسطه آن ظاهر مِیشود.