وسوسه های شیطانی و راه های مقابله با آن از دیدگاه قرآن کریم - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٢٨ - غریزه، وحی، عقل و اندیشه
اصل دوم: اقبال لاهورِی مِیگوِید: وحِی چِیزِی از نوع غرِیزه است و هداِیت وحِی چِیزِی از نوع هداِیت غرِیزِی است.
وحِی، هداِیت جمعِی
اصل سوم: وحِی هداِیت انسان است از نظر جمعِی ِیعنِی جامعه انسانِی از نظر آن ِیک واحد است و راه و مسِیر و قوانِین حرکتِی دارد و نِیازمند است که هداِیت شود و نبِیّ آن دستگاه گِیرندهاِی است که به طور غرِیزِی آنچه مورد نِیاز نوع است مِیگِیرد. اقبال مِیگوِید حِیات جهانِی به صورت اشراقِی نِیازمندِیهاِی خود را مِیبِیند و در لحظهاِی بحرانِی امتداد و جهت حرکت خود را تعِیِین مِیکند. اِین همان است که در زبان دِینِی به آن، نامِ رسِیدن وحِی به پِیغمبر مِیدهِیم. که حِیات جهانِی به صورتِی اشراقِی نِیازمندِیهاِی خود را مِیبِیند و اِین گوِیا در شخص نبِیّ خلاصه مِیشود.
غرِیزه، وحِی، عقل و اندِیشه
اصل چهارم: جانداران در مراحل اوّلِیه به وسِیله غرِیزه هداِیت مِیشوند حالا کمکم اقبال لاهورِی مِیخواهد وارد مسئله ختم نبوت بشود خلاصه ِیک مطلبِی دارد که چه طور در زندگِی شخصِی حِیوانات اول به واسطه غرِیزه هداِیت مِیشوند ولِی اگر فرض کردِیم به منزله رشد عقلِی رسِیدهاند دِیگر حکم غرِیزه از بِین مِیرود و فکر جاِیش را مِیگِیرد و آن وقت آقاِی اقبال مِیخواهد بگوِید که ختم نبوت هم به اِین است که بشر وقتِی در عقل پِیش آمد آن وقت دِیگر وحِی نمِیخواهد و مسئله ختم نبوت از اِین قبِیل است. اِین آقاِی اقبال خودشان هم ملتزم به اِین نتِیجه نبودهاند و ِیک عدهاِی هستند که اِینها ختم نبوت را مثلاً به اِین معنِی مِیگِیرِیند که بشر دِیگر خودکفا شده است و اِین تحقِیق آقاِی لاهورِی با اِین که اِین نتِیجه را نمِیخواسته است بگِیرد اسباب دست اِینها شده است و